جستجو

پروانه بازی

به جستجوی تو
زمان را از دست می‌دهم
آنگاه
به دنبال آن می‌دوم.

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp

13 Kommentare

  1. خودمانيم ها! معروفی عاشق هايکونويس خيلی بهتر است از معروفی سياست‌نامه نويس. دغدغه‌های سياست‌انديشانه و اين مباد آن بادها، داستان‌نويسی و عاشقی را ضايع می‌کند. عاشق شده‌ای عباس! سودات مبارک باد!

  2. آقا ،
    نكنه اينارو رفع مسيوليتي مينويسي، چون وب لاگ داري و حوصله نداري تو رو در بايستي موندي يا اينكه رمزي با كسي حرف مي زني و ما سر كاريم.
    اين نوشا شعر قشنگي نوشته.

  3. در دشت، با عشق به دنبال يروانه‌اي مي‌دويديم
    و بروانه با بال‌هايش.
    در آن سوي دشت، زمان را ديديم
    كه با چشماني به حد حسادت، خيره به ما بود

  4. و در اين زمان هاي گم شده چه بي خبر زندگي رقم مي خورد. استاد عزيز امروز از اين كه ديدم مي توانم دوباره بدون فيلتر شكن وبلاگتان را باز كنم واقعا خوشحال شدم. ارادتمند.

  5. سراينده اين ها يكو بروانه (تو) را بعنوان سمبولي عرفاني مطرح مي كند. قبلادر آرشيو نوشته اي بلند از بروانه داشتيم. نمي دانم تعبيرم درست است يا نه؟

  6. از وقتی که فهمیدم می توان گفت پیکرفرهاد در واقع جلد دوم بوف کور است بر آن شدم که اول بوف کور را خوب بفهمم و بعد به خود اجازه بدهم که کتاب شما را در دست بگیرم . از شما میخواهم همچنان که باعث شدید بوف کور را آن چنان که لایق آن بود بشناسم، مرا در درک بیشتر کتاب خود یاری کنید. امیدوارم باز ببینم انسانهایی هستند که از این صفحه ی کتاب به آن صفحه می روند تا بگویند فقط هستند و من به آنها فکر کنم و به جوی آب خیره شوم مگر نمی شود؟