جستجو

تنهایی

IMG_2387.JPG

تنهایی تو را

دست های من تاب نمی آورد

"کافی ست انار دلت ترک بخورد"

دانه دانه هاش

بریزد در دهان من

تا سرخی صدای خنده هام

رنگ تو باشد

خودت را از آغوش من نگیر

آقای من!

دنیا در دستان توست

که آغاز می شود.

@

امروز

دومین روز

از بقیه ی عمر من است

دیدی؟

دیدی آتش خاموش نمی شود؟

آلبالو زده ام به نارنج

پرتقالم خونی ست

سرخ و نارنجی

قدم به سومین روز می گذارم

گل من!
این میز برای تو

روبروی من بنشین، همینجا

می خواهم

برخی کلمات را بی نقطه بنویسم

نقطه هاش را
ببوسم روی شانه هات.

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp

7 Kommentare

  1. سلام استاد عزیزم
    امیدوارم حالتون خوب باشه، استاد دیگه کم کم داشتم دق می کردم روزی چند بار میومدم ملکوت، اما خبری نبود. ممنون که شعر هم گذاشتید. عاشق این شعر ها هستم دوباره ممنون. ضمنن خواستم بگم که حضور در ملکوت شما برای من آرامش بخشه .
    استاد ازتون سپاسگزارم برای این که به مریداتون محبت فراوان دارین. می دونم که جواب دادن به تک تک پیام ها برای شما که تک تک لحظاتتون گرانبها هستند بسیار دشواره، بخدا انتظار ندارم پیام هام رو جواب بدید همین که براتون می نویسم، همین که می تونم ذره ای تاکید می کنم ذره ای از احساساتم رو به شما بیان کنم خوشحالم و باور کنین به همین راضیم. استاد من اصلن دست به قلم نیستم همینی که از دستم بر می آد رو براتون می نویسم. اما باز می بینم شما خیلی محبت می کنید و پاسخ می دید من واقعا شما را بابت این همه تعهد ستایش می کنم. من که بال در میارم وقتی توجه شما رو بنسبت به خودم به عنوان یک هوادار کوچیک می بینم. برای من و البته مطمئنن دیگران همین گنجینه های هنری و ادبی که به ما تقدیم می کنید هدیه ای بسیار بسیار ارزشمند است. من استاد در واقع بهتره بگم ادبیات ایران مدیون شماست و این دین تا ابد باقی می مونه. دریغ که ایران از حضر فیزیکی شما محرومه اما چه باک فکر رو که نمیشه تبعید کرد.
    استاد عزیزم قد یه دنیا بهتون ارادت دارم و خیلی خیلی دوستتون دارم.
    امیر
    —————-
    امیر عزیزم
    سلام
    ممنونم از لطف تون

  2. سلام استاد
    بنده از ایران به شما پیام می دهم و 15 سالم است
    واقعا خسته نباشید
    من چند سالی است که داستان می نویسم اما همانطور که شما میدانید در اینجا من و امثال من ها کسانی را ندارند تا به انها کمک کنند و اثر هایشان نقد شود
    بنده غیر از دوچرخه(ضمیمه روزنامه همشهری) و چند جای دیگر که همه ی شان با محدودیت کار می کنند بیشتر در ارتباط نیستم.
    خواستم از شما بپرسم که چگونه می توانیم راهمان را ادامه بدیم و از بزرگانی چون شما بهره ببریم؟ سپاس گذار خواهم بود اگر جواب مرا به ایمیلم بدهیم.
    باتشکر
    قربان شما امیرحسین
    —————–
    امیرحسین عزیز
    صد صفحه بخوان یک صفحه بنویس
    در ایران هم پر از کلاس داستان نویسی ست

  3. من اینجا در غربت، با این نوشته ها زندگی می کنم …به عشق این نوشته ها از دانشگاه برمی گردم…. این نوشته ها که پر از ایران است و ایران و خانه ومامان … سپاس استاد

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert