امشب مهرگان از من خواست که فيلم „شهر زيبا“ را با هم ببينم. شديداً اصرار داشت. حرفش را گوش کردم و در اتاقش فيلم را ديديم. در اين سالها فيلمهای بسياری ديدهام که پرم نکرده، سری تکان داده و گذشتهام. بعد از فيلم „زير پوست شهر“ از خانم رخشان بنیاعتماد، کاری به اين قدرت نديده بودم. ياد „اسموک“ افتادم که بی توجه به مسائل سياسی، فلسفی، و متافيزيکی کار خودش را میکرد و داستان خودش را میگفت. برای آقای اصغر فرهادی، کارگردان فيلم پنج دقيقه کف زدم. احساس غرور میکنم. متن بینظير، بازیها عالی، دوربينگيری محشر، و کار بدون اضافه به زيبايی پيش رفت. آدم وقتی به اسکار و کان و نوبل و پوليتزر فکر نکند، ناچار است به کارش فکر کند.
فيلم „شهر زيبا“ يکی از قشنگترين فيلمهايی بود که در عمرم ديدم. اين فيلم جلوهی ويژه نداشت، حرف داشت، تصوير داشت، حرکت داشت، زندگی داشت، کشش داشت، و عشق داشت. فيلمهای بسياری ديدهام با صحنههای خوب، اما اين يکی اصلاً صحنهی ضعيف نداشت. عجيب درگيرم کرد. از قول من بهش بگوييد آفرين.
کسی که بتواند از „نگاه“ بازيگرانش آنهمه حرف بکشد، حتما آدمی است عاشق. کسی که بتواند مسائل مهم جامعه را به اين قشنگی تصوير کند، هنرمندی است که بشريت را دوست دارد. فرهادی را حالا ديگر میشناسم، منتظر کار بعدیاش میمانم.


24 Kommentare
به شدت موافقم.
درود. خوشحالم كه گاهي آدم معروفي مثل شما هم نگاهي به سينماي ايران مي اندازد…!!!شوخي كردم به دل نگيريد…مطلب انقلاب فيروزه اي مرا حسابي منقلب كرد…آنقدر كه من هم مثل شما احساس غرور كردم…چون ديدم همه ي ايرانيها چه آن طرف آبها و چه اينطرفيها دارند به يك تفكر واحد نزديك ميشوند(كه البته در تاريخ ما سابقه ندارد) حالا زيادي خوشبين نشويم الكي…!!! و خرد جمعي همه را به يك حس مشترك رهنمون ميشود . از اينكه نسبت به وبلاگر ها اينهمه لطف داريد از جانب هر 60000 نفرشان سپاسگزارم. به اميد آزادي…
سلام .. كاش اطلاعات بيشتري ميدادي تا بتونم تهيه كنم و ببينم .. عاشق فيلم خوبم .
هنوز به شما فکر می کنم.
درود بر معروفي عزيز. هميشه كارهايت را مي خوانم. با اين حال، نظري نمي دادم. اين بار گفتم باشد. يكي دو بار اين كار را كرده بودم البته. دردهاي اجتماع شرقيان هيچ گاه خلاصي ندارد. نمي دانم به كجا بايد آويخت اين قباي ژنده خويش را؟
شهر زیبا انصافا فیلم متفاوتی بود. مهم تر از هر چیز نامش، که تناقضی شدید با قصه داشت و تمام مدت فیلم مشغولم کرده بود!
مطمئن باشيد كارهاي بهتري هم هست.از همين كارگردان رقص در غبار را ببينيد.بوتيك اثر حميد نعمت الله را ببينيد والبته رسم عاشق كشي اثر خسرو معصومي.حيف است اگر به نفس عميق اثر برجسته ي شهبازي اشاره نكنم.اين آخري بدجوري آدم را گرفتار مي كند.ببينيد تابعد.
آقاي معروفي عزيز اتفاقا من هم هفته پيش اين فيلم رو ديدم و قبل از اون مطمين بودم كه فيلم خوبي خواهد بود.نميدونم شما سريال روزگار جواني رو از آقاي فرهادي ديديد يا نه اين سريال يكي از بهترينهاي اي سالها بوده.
سلام … من مثل اين دوستمون نميگم كارهاي بهتري هست چون هر فيلم ميتونه جايگاه خودش رو داشته باشه اما فيلمهائي كه اين عزيز اسم برد هم ديدنيه … من روي نفس عميق تاكيد ميكنم و ( خانه اي روي آب ) كار فرمان آرا رو هم توصيه ميكنم … پيروز باشيد …
آمدم بنويسم كه رقص در غبارش را هم حتما ببينيد كه ديدم قبل از من گفته شده. حق با حامد است. بعضي از فيلم هاي اجتماعي امروز ايران واقعا بي نظيرند.
آقاي معروفي عزيز سلام .
من هم با شما موافقم و شهر زيبا را فيلمي زيبا به زيبايي نامش مي دانم . و من هم پيشنهاد مي كنم فيلم نفس عميق را ببينيد .
هفته ي پيش ايميلي براي شما فرستادم كه همچنان منتظر پاسختان هستم .
پاينده باشيد .
سلام
ديدن وبلاگ شما افتخار بزرگي بود اگر قدم بر چشم بنده گذاريد و سري به وبلاگ من بزنيد ممنون ميشوم
هميشه مي آيم بيصدا ميخوانم و مي روم نمي دانم جرا اين بار خواستم به رسم غار نشينان اعلام حضور كنم . ببخش اين عرض اندام دخترانه را نويسنده ! با فريدون سه پسر داشت چند ماهي زندگي كردم و پدرم در آمد تا دوباره آدم شدم !
سلام آقای معروفی
نوشته های شما همواره یک فضای خوبی برای من ایجاد کرده.
من هم این فیلم و زیبایی های تیره اونو دیدم و لذت بردم
موفق باشید
سلام ……
سلام
نظرشما رو راجع به شهر زيبا خوندم و بلافاصله فيلم رو براي بار سوم تماشا كردم.
استاد معروفي آيا شما فيلم شبهاي روشن رو ديدين؟ خيلي دوست دارم نظرتون رو راجع به اين فيلم بدونم.
ممنونم
delam mikhahad man ham chon shoma va name in film ziba shavam ;faghat nemidanam in film ekrane omomi dashte dar alman? aya mishavad dar inja an ra roye d.v.d tahiye kard?
dorod bar marofi . omid varam oza bar veghfe morad bashad , ghalametan payedar .
شهر زیبا رو ندیدم اما شبهای روشن که یکی از دوستان اشاره کرده واقعا زیبا و دیدنی است. آدم کاملا خودش رو در آن فضا احساس می کنه. راستی آقای معروفی من کتابهای „سال بلوا“ و “ سمفونی مردگان“ رو از نمایشگاه تهیه کردم و الان در حال خوندن „سال بلوا“ هستم که به نظرم واقعا عالیه اما متاسفانه „تماما مخصوص“ هنوز چاپ نشده بود و „پیکر فرهاد“ تمام شده بود.
ba dorod be abase marofiye aziz!! . agar emkan darad be webloge man sar bezanid / va nazeretan ra lotf konid . ya meil . agar link ham bedahid . mamnon mishavam .
متاسفانه اين فيلم در پايان بندي اش دچار مد بازي اين روزها مي شود.در لحظه هولناك تصميم گيري ماجرا را رها مي كند با ايده“پايان باز“ تا خواننده تصميم بگيرد.نبايد پرسيد پس كارگردان اثر چه تميمي مي گيرد؟نبايد پرسيد پس كارگردان حرفش را كي مي زند؟ همه را بايد راضي به خانه فرستاد؟پس كي با خواننده مخالفت مي كند؟ با اين همه از نظر من هم اين اثر از استثناهاي سينماي ماست.(من اين كامنت را يك بار فرستادم در بين 0 و 1 هاي ديگر گم شد گويا و ضمنا ممنون از شما كه رويايي را به اينجا آورديد.)
امشب فيلم را ديديم بسيار زيبا بود
هنوز هم باورم نمي شود چنين فيلمها يي بتوا نند در ايران اکران شوند
با سپاس از معرفي آن
شهر زيبا فيلم بسيار زيبايي است .
كساني كه اين فيلم را پسنديدند منتظر فيلم بعدي اصغر فرهادي (چهار شنبه سوري) باشند
با سلام خدمت جناب معروفی عزیز , ضمن تایید نظر شما در مورد فیلم شهر زیبا باید خدمتتان عرض کنم که این فیلم یکی از معدود آثار به یاد ماندنی سینمای ایران است که میشود گفت درد جامعه ایران را تا این حد رسا و عمیق به تصویر میکشد واقعا باید به فرهادی به خاطر چنین فیلمی جایزه ای بزرگ داد من که از دیدن این فیلم بسیار لذت بردم و اینکه بسیاری از سکانسهایش
اشک آدم را در می آورد و در کل فیلم واقعا تاثیرگذاریست فقط ای کاش پایان فیلم از ایده “ پایان باز “ تبغیت نمیکرد.