To provide the best experiences, we use technologies like cookies to store and/or access device information. Consenting to these technologies will allow us to process data such as browsing behavior or unique IDs on this site. Not consenting or withdrawing consent, may adversely affect certain features and functions.
The technical storage or access is strictly necessary for the legitimate purpose of enabling the use of a specific service explicitly requested by the subscriber or user, or for the sole purpose of carrying out the transmission of a communication over an electronic communications network.
The technical storage or access is necessary for the legitimate purpose of storing preferences that are not requested by the subscriber or user.
The technical storage or access that is used exclusively for statistical purposes.
The technical storage or access that is used exclusively for anonymous statistical purposes. Without a subpoena, voluntary compliance on the part of your Internet Service Provider, or additional records from a third party, information stored or retrieved for this purpose alone cannot usually be used to identify you.
The technical storage or access is required to create user profiles to send advertising, or to track the user on a website or across several websites for similar marketing purposes.
82 Kommentare
سلام چقدر خوشحالم كه اولين نفري هستم كه امروز بعد از گذشت چند روزي كه شما ننوشته بوديد و من هرروز منتظر بودم مينويسم .بسيار ممنون و بسيار زيباست اين نو شته هايتان.در مقابل زيبايي كلامتان هيچ ندارم كه بنويسم فقط بدانيد كه با خواندنش حسي عجيب در من بوجود ميايد كه همسرم هم از ان بي نصيب نميماند// و باز ممنونم ولي هميشه بنويسيد
چرا هر وقت بيدار مي شوم
صبح هايم خاكستري تر مي شوند ؟
در رختخواب
مردي نيست
زنان گمشده اند
در ميان صف هاي نان بربري
عشق , بوي ماندگي گرفته
از بس كه همه دروغ مي گويند .
لطافت تنت را مي جستم
هرچه هست گهنگي ست.
سلام به تو و سلام به زيبايي احساست
آقاي معروفي عزيز
متن هايتان را دوست دارم بدون اندك تلاشي .
پاينده باشيد
زندگی من
بی رنگ می شود
بدون موسیقی کلام تو.
می دانم چرا
لابد چیزی گم کرده ام
شبیه دستهای تو.
سلام ، خیلی قشنگه ، با شعرهاتون زندگی می کنم . بیشتر بنویسید، اینقدر ما رو منتظر نذارید.
تولدتان مبارك.
آرزو ميكنم: سالها باشيد.
عباس جان مرسي از يادداشت نسبي باشيم. درود. فقط نوشته اي است كه بوي انسان دوستي و احترام و خوبي ها در آن هست و ديگر هيچ.
چرا جواب نمي دي؟ به من چه كه سرت شلوغه. اصلا ميخوام لج كنم. باسي جواب منو ندي دق مي كنم.
جنگل چشم تو
مبهوت مانده اي
و نگاهت
به شعله هاست هنوز
چشمان ِ غم زده ات
شعله ور شده اند
باران اشك است و اين
شعله هاي آتشين
هرگز
ميان جنگل ِ چشمان تو
خاموش نمي شوند
حميدرضا سليماني
آه زندگي
ولي نبايد هرگز گم شود…
شعر عالي بود
مرسي
حالا زندگی ام را قد و قواره تو می برم و می دوزم … بریدم دوختم میگوید به تنم نمی آید … حالا تکلیف چیست ؟
سلام آقای معروفی عزیز
رسیدن به خیر
آنقدر دلتنگ آمدن بهار بودم که با آمدنش باورم نشد او را دارم!
پاینده باشید
تولد همه ي خوبيها مبارك…تولد تو
من دارم عاشق خواب مي شم. نمیدونم ربط داره به شعر شما یا نه. چشمم امشب خطها را گم میکنه و ذهنم خوابه. خواب.
…
ياد اون عكس بچگيتون افتادم…
چه كسي مي دانست
كه هست اينهمه درد
در كمين دل آن كودك خرد…
تولدتون مبارك…
تولدت مبارك…هميشه ميگيم با يه دنيا آرزوي خوب…ولي من مي خوام بگم با يه باغ پر از نارنج…………………………………………
و من گم مي شوم در تو..
با خبر شدم كه زاد روزتان نزديك است … مبارك باد! …
آقای معروفی عزیز تولد شما بر همه ما مبارک، هربار نوشته ای از شما را خوانده ام و می خوانم احساس جدیدی در من متولد می شود که قابل توصیف نیست و افقی جدید در برابر خود می بینم. دوستتان دارم. پاینده باشید.
سلام آقای معروفی
من از دوستداران و خوانندگان پروپاقرص شما هستم واز این که وبلاگ شما را پیدا کرده ام بسیار خوشحالم .
از طریق وبلاگ خانم منیرو روانی پور ،وبلاگ شما رو پیدا کردم
خیلی خوشحال می شم که بتونم با شما در ارتباط باشم .
به وبلاگ من هم سر بزنید خوشحال می شوم.
با سپاس
عباس جان ، 27 اردی بهشت ، سالروز میلاد ت را تبریک عرض نموده ، آرزومندیم زیباترین لحظات به کامتان باشد .
آسانارام ( انارام فروهر و آسا قربانی )
چه روزِ بزرگیِ که تولد شماست.. و چقدر من خوشبختم که می تونم بهتون تبریک بگم. امیدوارم سالها و سالها باشید و با گفته های زیباتون دنیایی رو مست کنید و عاشق…
عباس آقا سلام دوست همه ايراني ها
خوشحالم كه با نوشته هايت در وطن حضور داري .
به تو شعري را تقديم مي كنم هرچند ناقابل است :
درناها
شب را قیقاج می روند
آن دورها در انتظار
بقيه ي اشعارم را اگر بخوانيد سپاسگزارم .
salam aghaye maroofi
tavalodetoon mobarak
enshalla salhaye sal zende bashid o salamat
آقاي معروفي عزيز
هيچ
آقاي معروفي عزيز
تولدتان را از صميم قلب تبريگ مي گم .
حقا كه راوي عزيز بسيار نام با معنا و بجائي را برا ي خود انتخاب كرده است
از پست آن نازنين دريافتم .
پاينده و همواره سبز و پيروز باشيد .
دوستدار تان .
ذهنم خيال باف است،
شب كه مي شود افسون ماه مي بردم به دنيايي كه اصلا به آن تعلق دارم.
آنجا او را يافته ام…
با آن دستان گرم كه هيچ گاه واقعيت را لمس نكرده اند.
من هيچ گاه ليلي زودگذر كوچه هاي تنگ قصه هاي كوتاه نبوده ام.
مجنون را در آبي روياهاي ابديم يافته ام با آن دستان گرم كه هيچ گاه واقعيت را لمس نكرده اند…
گستاخيم را در زبان درازي در حضور بزرگان بگذاريد به حساب جوانيم!
27 ارديبهشت سالروز تولدتان مبارك)از راوي شنيدم(
تولدتون مبارك
با اين كه هرگز نفهميدم چرا روز تولد رو تبريك ميگن
بي سرو ته ترين جمله ي دنياست
سلام….فاتح شدم..كاشف شدم…اما به هيچ رسيده ام…يا حق
تاریخ تولدت را نمی دونم باسی جان!ولی این طور که دیگران می گویند نزدیک است,پس شاد باد هم بر شما و هم بر ما.
سلام.
🙂
zatan adame hasoodi nistam ama vaghti miam inja jedan be mokhatabe in shera hasoodim mishe:)
tahala nazar nemiddam chon midoonam to kheile inhame nazar gom mishe,ama hamishe az sheratoon vase azizanam ikhoonam ama ba gheide esme shaer
چرا متن تبريك من نيست؟
چاره اي نيست!
دوباره مينويسم بدون حواشي…تولدت مبارك اي شرافت را بها داده و به حراج انسانيت نرفته…
ريزه خور خوان ناكسان نشده…نان از كف نامردان نستانده…به انتظار كرم كريمان هم ننشسته
دلت بزرگ و شرفت هماره درخشان باد
تولدت مبارك
تمام بهانه را به تمام این که سلامی کرده باشم به خالق سمفونی هر روزه مرده گان تمام کردم…
پروانه اي بال مي زند-
آن سوي آب ها آنگاه،
پرده ي ابر را
از چهره ي خورشيد
پس مي زند!
كلمه با عشق معنا مي شود
و عشق با كلام تو…
تولدت مبارك!
ببخشيد استاد بزرگم،ولي من اينبار از خواندن هيچ سطري غافلگير نشدم!و همين غافلگيرم كرد!تا ثابت شود كه اينجا هميشه چيزي براي غافلگير شدن وجود دارد!جسارت مرا ببخشيد استاد!حالم خيلي خوب نيست و شعر ها را نمي توانم لمس كنم.
دوستتان دارم!
سرزنده باشيد و زنده ،هميشه.
تولدتون خيلي مبارك…
هر وقت مي روي سفر
پرده نيمه باز خانه ات توان فريفتن مرا ندارد
تو مي روي
و من پشت در مي مانم تا به سلامت بازگردي
استاد دوست داشتني: تولدتون خيلي مبارك
سلام تولدتون مبارك … من به تازگي شاهكار شما رو خوندم … و تاسف خوردم كه چرا انقدر دير ولي خوشحالم كه هر چند دير ولي خوندم
اميدوارم هميشه باشيد، هر چند دور
سلام
چقدر زحمت بي فكران زياد است
چقدر ادم بايد رنج بكشد تا دو كلمه بياموزاند
خيلي دلم گرفته بود و گفتم كمي درد شما را درك ميكنم………..
چه فرقی می کنه که سورملینا باشی یا نوشا … یا همین که الان هستم… در هر حال می تونم قهرمان قصه زندگی باشم… همون که شما از اون می نویسید.. زندگی هامون مثل یک ریسمان هست که به هم گره خورده.. من پشت نوشته های شماقایم می شم و بازبان شما حرف هایم رو می گویم… مدت هاست که خودم رو لا به لای کلمات شما می بینم… بنویسید.. چون این قهرمان زندگی تنهاست… و مثل نوشا می ترسه از چوبه دار
نمیدونستم تولدتون بوده.
خوشحالم که باز هم به احساسم اعتماد کردم.
تولدتون مبارك
تولدتان مبارك
و خدا هر روز عباس معروفي را آفريد.
تولدت مبارك عزيز.
ٍسلام..یکی رفته سفر عباس جون…یکی به اسم نارنج…عباس معروفی یه مترسک داره میپوسه.آخه اون عاشقه…بهار نارنج یاغی شده…بهش بگو مترسک حالش بده.پسر بدی نیست.فلسفه میخونه…
خوشحالم بخاطر اين روز
بهانه اي، جسارتي و يا …اداي احترامي
تولدتان مبارك جناب معروفي.
سلام
ممنون از وبلاگ خوبت مطالب خوبی رو در وبلاگت گذاشتی
واقعا وبلاگ خوبی داری
خوشحال میشم که به وب من هم سری بزنی و نظر خودت رو در مورد وبلاگم بگی .
و در صورت تمایل هم دیگر رو جز پیوندهای هم کنیم و هم دیگر رو لینک کنیم به امید دیدار.
************بزرگان موسیقی ایران************
http://www.afarideh4.blogfa.com
خدا تو رو كه مي ساخت
داشت به چي فكر مي كرد ؟
شايد هم مست بود .
اصلا فكر نكرده تو رو ساخته . ….. اي كاش خدا هيچ وقت فكر نمي كرد .
عالي.قشنگ
تصوير هاي بسيار زيبا و خيال آفرين و ملموس
سري به ما بزنيد
……
شايد چون هر بار كه به اين صفحه مي آيم عكس شما نگاهم مي كند و به حرف هام گوش مي دهد اينجا چيزي نمي نويسم.
شايد هم چون هميشه در سفرم, كلمه هام گم شده در اينجا و آنجا, و چيزي در دست هام براي نوشتن نمي ماند .
شايد !
شايد هم اين ها همه بهانه ايي است تا نه دست هام از دلتنگي ام با خبر شوند, نه شما.
شاد زيد
مهر افزون
ملافه هاي سفيد شسته شده را روي بند پهن مي كنم و با موهاي خيس ميان انها مي دوم
سلام استاد معروفي
شعر خيلي زيبايي بود. يك كار نه چندان بلند كه تصويرهاي عميق و مثل هميشه بي تكلفي داشت. از خواندن اين نمونه شعر ها هميشه لذت برده ام و مي برم.
يه چيز ديگر كه به نظرم مي رسد اين است كه به ياري داستان نويس بودنت خيلي راحت تر با زبان بيان روايي در شعرهايتان كنار آمده ايد. بالاخره تجربه ساليان دراز روايت هاي مختلف و متنوع بايد يك جايي به كار بيايد!
گذشته از هر نقد و نظري شعر زيباست. حالا حرفهاي بقيه براي اين است كه بگوييم چرا به نظر من اين آش جا نيافتاده يا افتاده.
همه يك جور مزمزه كردن است. مزه اش كه خوب باشد بقيه چيزها از يك جاي ديگر بلند مي شود.
سرحال باشید و همیشه حتی در غربت شاعر و داستان نویس.
حاجیانی
بهار85
چيز تازه اي نيست غبطه خوردن من به قلم شما.كه با فريدون سه پسر داشت شناختمتان و سمفوني مردگان را پريروز تمام كردم.فكر مي كنم چرا بايد آنقدر دور باشيد با اين همه نزديكي؟
درود استاد… دست مریزاد… حرف های دل است که بر زبان شما جاریست… پاینده باشید.
یا خواب: بهانه ای برای گریز از بیداری از خوابی به خواب دیگر…
سلام جناب معروفي
با وجود اينكه به سوالات من جواب نداديد ولي من همچنان خواننده بلاگها و آثار شما هستم.خواننده داري بخشي از رسالت يك نويسنده است.
نيومدي دق كردم . وبلاگمو بستم . خداحافظ باسي
مقداري رازي است كه آن را با شما در ميان ميگذارم نظرت هرچي باشد محترم است
و اينك لب مطلب :
چند هفته پيش محسن از سوئد آمده بود ٬ از شهر مالرمو . لباسش حرف نداشت . كاپشن چرمي قهواي خوش رنگ با يك تي شرت سفيد به همراه رنگ نبشته هايي قرمز رنگ و مقداري درهم نوشته شده . با شلوار جين بخصوص اش و كفشي اسپورت كه هارموني عالي به ظاهرش ميداد . اما شديدا ريشش سفيد شده است ٬ هنوز هم همان محسن مهربان و مهرجو بود . از حال و هواي اونجا پرسيديم ٬ گفت اونجا همه چيز هست . همه چيز ٬ اما موطن آدمي بوي ديگري ميدهد . هواي اينجا ٬ سلام عليكاش ٬ درود و بدرودهاش ٬ مهموني هاش ٬ همسايه گي هاش ٬ پدر بزرگاش مادر بزرگاش ٬ قليونش ٬ چاي دارچينش ٬ ديزي مشدش ٬ تعارف اينكه بفرما بشين ميرسونمتون .
ميگفت اومدم مادرمو ببينم . آخه سه چار سالي ميشه كه نديدمش . ميگفت وقتي بيخبر در منزل مادرم را زدم حاج فاطمه خانوم در را برويم باز كرد ٬ همان همسايه اونور ديوار خانه مادرم كه براي عيادت مادرم هر روز سر ميزند . كلي شرمنده شدم . ميدونين كه مادرم پير شده و مراقبت ميخواهد ….
محسن با عجله خداحافظي كرد و گفت بازم ميام ديدنتون . محسن رفت و بيخبر هم در رفت .
دمادم اول و آخر اينكه :من وقتي كاهوي پاك شده را ميخورم كه هسته اندروني اش را از قبل خورده باشند .
سلام
تازه از راه نرسيدم قبلآ هم اينجا رو مي شناختم اما هر بار كه مي خواستم كامنت بزارم…….
تولدتون مبارك باشه ….!
…
تولدت مبارک مرد ابری
همیشه باشی
چقدر زیبا و روان…!
زيبا بود .
سلام اقاي معروفي. مدتي است با شعرهاي بسيار زيادتان سفر مي كنم اما يك سوالي برايم مطرح شده كه هر بار كه وبلاگتان را باز مي كنم دلم ميخواهد از شما بپرسم. اينكه چرا مدتي است فقط در وبلاگتان شعر مي نويسيد؟
اولا باز هم تولدتون رو تبریک میگم. ایشالله سالهای سال برای ماها بمونید و بنویسید و زندگی کنید و خوشباشید و عاشق هم!
شعرتون خیلی زیبا و عاشقانه بود…
اما چرا دیگه نثر نمینویسید؟ اصلا چرا اینقدر کم مینویسید. از سروصداهای بعدش ناراحت میشید؟ البته سروصدای بعد از هر نوشته کلی روح آدم رو تحلیل میبره…
حكايت زندگي همه’ ما مصداق اين گفته’بايزيد بسطامي است:
…..اين قصه را الم بايد كه از قلم هيچ نيايد.
سلام آقای معروفی
دلم می خواست قدری با شما بیشتر صحبت کنم اما باشد برای بعد
به این چند نکته توجه فرمائید.
1. شما نیز مثل بسیاری از فارس زبانان و فارس دوستان در توهینی که روزنامه ایران به آذربایجانیان کرد سهیم هستید. از اینرو خواهشمندم جزوه اعلامیه حقوق بشر را از لای کتابهای کهنه تان بر دارید و به کتابخانه المانها بسپارید.
2.به نظر من زندگی تو و البته امثال تو
تنیده در پلاسی کهنه
می پوسد
و تو در خرمن یاس
شب را می بویی
تا به نعشگی آن
روز را بخوابی
3. بدلیل اینکه تمامی نویسندگان و شاعران و روشنفکران فارس در ایران شوونسیت هستند نمی توانند درک درستی از دنیای متمدن امروزی داشته باشند و در اینده شکست سختی خواهند خورد.
4. غوطه ور شدن نویسندگان و روشنفکران در رویاها و خیالات واهی آنان را از درک واقعیت های عینی جامعه دور کرده است. از هگل دور شوید.
خيلي لطيف بود ، لذت بردم
باسلام .تولدتون مبارك وجودتان پايدار وقلمتون سبز
شعرتون بقدري زيبا بود وروان به آرامي در ذهن آدمي مي نشينه
وباتمام وجودازآن حس مي كني موفق باشيد
سلام
اولش نمي خواستم چيزي بنويسم چون خيلي ها قبل من گفتن… ولي بايد بگم … نوشته هاتون حرف ندارن …
„غوطه ور شدن نویسندگان و روشنفکران در رویاها و خیالات واهی آنان را از درک واقعیت های عینی جامعه دور کرده است“ ؟!!! واقعا؟
خوب حالا لطفا آروم و شمرده به من بگيد چه كسي و دقيقا چه ساعتي براي شما پرده از اين راز برداشته صادق باغبان جان؟؟
سلامممممممممممممم/ تولدت مبارك فرزند ارديبهشت
سلام
شعرهاتونو زیاد کنید
سلام خوبيد دوست عزيز . وبلاگ جالبي داريد واقعا از مطالبتون لذت بردم
سلام آقاي معروفي عزيز.
من شما را نمي شناختم اما امشب مصاحبه شما را با صدای امریکا دیدم و بسیار از شما و اندیشه های زیبای شما لذت بردم. الان هم سایت شما را دیدم نوشته هایتان بسیار مرا مجذوب خود کرد.
متاسفم جلای وطن کردید. ولی خوشحالم از اینکه لااقل در آلمان هستید و ما میتوانیم شما را ببینیم و بشناسیم. میدانم که غربت سخت است. ولی با استفاده از همین غربت من شما را شناختم. امیدوارم و مطمئنم که روزی این غمها و دوری ها به پایان خواهند رسید و شماهم به ایران برخواهیدگشت.
دست شما استاد ارجمند را از دور میفشارم.
ارادتمند شما- ماه تابان
سلام.
در مقابل زيباييها آدمي هميشه قاصر است
كاش پرنده بودم تا با كلماتتان پرواز مي كردم
سلام اقاي معروفي
من تازه امروز با نوشته هاي شما اشنا شدم.واقعا زيبا و تحسين برانگيزه.
موفق باشيد.
سلام دوست گرامي,واقعا كه درست گفته ايد , درد ما نبردن در جام جهاني نيست, درد ما ظلميست كه به زنان ايراني مي شود وهيچ كس آنرا بخاطر نمي اورد!!!!درد ما اينست كه حق انتخاب نداريم و ذهنهايمان را با بادبادكهاي سياه ,به سقف آسمان حلق اويز كرده اند موفق باشيد
فريبا از هلند
سلام