جستجو

آونگ خاطره‌های ما

دار،
آونگ خاطره‌های ما
در ساعت تاريخ بود.
ساعت لنگری گفت:  دنگ، دنگ، دنگ.

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp

9 Kommentare

  1. خواستم بگويم اعدام ها به سرعت ثانيه هم نبوده است ياد آقاي رفسنجاني افتادم كه در مصاحبه اي در جواب اينكه “ مي گويند دولت شما 30 ميليارد بدهي خارجي دارد.“ گفتند: “ اغراق مي كنند. 29 ميليون و نهصد و نود و … “ ((: راستي كه دار ، آونگ خاطره هاي ما در ساعت تاريخ بود. دنگ دنگ دنگ. اگر زحمتي نيست به وبلاگ گروهي ما هم سر بزنيد. من تا به حال دو شعر كارگاهي گذاشته ام. ببينيد خوب است يا تعريفي ندارد؟

  2. سایت مانیها (صدای ادبیات غیر رسمی ایران) در رابطه با نجات داریوش مهبودی درخواست کمک کرده است. ایشان یکی از نظریه پردازان شعر امروز ایران است که به ایشان نسبت دیوانگی زده اند و در بیمارستان روزبه تهران بستری اش نموده اند. لطفاً کاری برای آزادیش انجام دهید. ممنون. http://www.maniha.com/mehboodi.roozbeh.htm

  3. سلام اقاي معروفي عزيزم. خيلي دلم براي اين وبلاگ تنگ شده بود.مدتي
    بود كه درگير و دار روزمرگي ها بودم و نشد كه بيايم و استفاده كنم. يادداشتهاي اخرتان مرا به ياد مجله خوب گردون انداخت.مجله اي كه چون همه شماره هاي ان را نداشتم كپي اش كردم….و حالا دارم. مجله اي كه خيلي جايش بين مطبوعات ايران خالي است و ديگر كجا پيدا كنيم مجله اي كه هر ورقش طلا باشد و كپي اش كنيم نه اين كه صبح منتشر شود و شب زير سماور باشد…….اما اقاي معروفي عزيز از عرفان كه گفته ايد و از دار و باقي ماجرا مثل هميشه به يادم اورديد كه معروفي يك فرد به شدت سياسي است و هر كه سياسي نباشد را در باكلني ميبند كه به چيزهاي حقير چشم دوخته است……..و اين راز جذابيت نويسنده بزرگ ماست…..دلم براي گردون تنگ شده بود فقط همين.زياده عرضي نيست.

  4. دار به پا كنند و آدمي به تماشا بيستد تاريخ انگار زبانش را زير تيغ گيوتين جا گذاشته باشد .

  5. از هم گسستني‌ها، ناگسستني‌اند
    آمدي دنيا، گريه‌كنان
    ديگراني گرد تو، لب‌خندزنان
    مي‌روي زين دنيا، لب‌خندزنان
    ديگراني گرداگرد، گريه‌كنان
    آمدي، تا نيستي، هستي شوي
    لاجرم مي‌روي، تا هستي، نيستي شوي