جستجو

شاید یک روز

————

گریه می‌کنم زیر نور ستاره‌ها

باید می‌رفتم

باید مدادرنگی‌هایم را برمی‌داشتم

و این تنهایی عمیق را

که مثل پیراهنی بی‌رنگ

روی تنم بود

فرو می‌کردم در دهان اتاق

من دخترکی بی قرار شده‌ام

که حرف‌هایم شبیه گنجشک‌های کوچک

به سمت تو پرواز می‌کنند.

من با تو حرف می‌زنم

چرا که فقط تو می‌دانی

آرزوها…

پروانه‌های روشنی هستند

که گاهی گیر می‌افتند میان موهایت

فقط تو می‌فهمی

زمین قصه‌ای طولانی ست

که سطرهایش کشیده می‌شود روی کوه‌ها

میان دره‌ها

شاید یک روز

جهان آنقدر اشک بریزد

که سر برود دریاها

که ماهی‌های قرمز دلتنگ

جای آدم‌ها را بگیرند

موج‌ها را تو شانه کن!

دست‌های تو

می‌تواند پریشانی را از موهای دریا جدا کند

و برای صدف‌ها خوشبختی ببافد…

@

بی‌قراری‌ات را

مثل شره‌ای شراب مذاب

بریز کف دست من

عزیزکم!

تو می‌دانی

که سال‌هاست در این سرزمین بارانی

به های تو محتاجم

به نفس‌هات وقتی اسمم را صدا می‌کنی

تو می‌دانی

همیشه احتمال زلزله هست

ولی زلزله‌ی نفس‌های تو

دیگر احتمال نیست

سبز آبی کبود من!

و بیهوده نیست

که بر گسل‌های دلت خانه ساخته‌ام

از سر اتفاق هم نیست

حدیث بی‌قراری ست

و همین حرف ساده

که با صدای تو

دلم می‌لرزد

لب‌پر می‌زند

بر دامنت شُرّه می‌کند 

همین که صدایم می‌کنی

همه چیز این جهان یادم می‌رود

یادم می‌رود که جهان روی شانه‌ی من قرار دارد

یادم می‌رود سر جایم بایستم

پابه‌پا می‌شوم

زمین می‌لرزد.

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp

24 Kommentare

  1. سلام استاد عزیز
    چقدر زیبا عشق را حتی در فونت کلمات نشان داده اید.عاشق دلش می لرزد، از یک صدای اشنا. دستهایش تکیه گاهیست تا ابد و معشوق است و دستهای بیقرار عاشق و رویاهایش:
    همه رویایم
    شعر نابی ست که از چشم تو بر ثانیه هایم جاریست…

  2. عباس معروفی جانم
    سلام
    همیشه چه اینجا و چه در فیسبوک می خوانمت…
    این آموزش داستاننویسی برای بچه های ایرانت کی راه می افتد؟
    راستی پستهای آخرت و کامنتها را زیر و رو کردم ولی نفهمیدم نام موسیقی روی وبلاگت چه بود؟ خیلی فراموشکار شده ام تازگی ها…
    —————————
    سلام
    و ممنون. موزیک از آروُ پِرت
    عنوانش آلینا

  3. درود فراوان…داستان تماما مخصوص شما را از میدان انقلاب به قیمت 15000تومان خریدم . زیراکس است اما جلد و بقیه ی صفحات کپی از چاپ نشر گردون است . .. چیزی که ذهن مرا خیلی آشفته کرد اینکه در داستان در چند جا نوشته اید که سگ پارس می کرد . نمی خواهم تعصب بی جا نشان دهم . ولی تا حالا کدام سگ پارس کرده است . صدای سگ چیزی شبیه هاپ هاپ و واق واق است . تا آنجا که من می دانم عربها برای تحقیر ایرانیان تکلم پارسی را به صدای سگ تشبیه کرده اند . با توجه به اینکه خواننده ی شما به پارسی می خواند و از این طریق داستان شما را دنبال می کند این بی اخلاقی و اهانت برای چیست؟…شب و روز شما خوش
    ——————-
    عزیزم
    عربها هنوز که هنوز است به پپسی کولا م گویند بیبسی
    آنوقت چه جوری به ایرانی ها می گفتند پارس؟
    و چرا حتا نگفته اند فارس؟
    اینا حرف های عوامانه ست. رها کنید تو رو بخدا. صدای سگ در زبان فارسی یعنی پارس کردن
    در ضمن سگ یکی از بهترین مخلوقات خداست

  4. سلام
    خیلی شعر قشنگی است. اگر از من بپرسی می گویم شما بیشتر از اینکه نویسنده باشی ، شاعری. حتی رمان های شما هم بیشتر شاعرانه است.
    امروز کتاب تماما مخصوص که از آمازون سفارش داده بودم به دستم رسید. تازه ده صفحه اش را خوانده ام. شبیه حرفهایی است که با خودم می زنم. کلی هیجان دارم که بخوانمش. مرسی که نوشته هایت را با ما شریک می شوی .
    —————-
    فائقه عزیز سلام
    ممنونم از شما

  5. سلام آقای معروفی
    پر احساس مینویسی طوری که میشه با بعضی از اشعارتان پرواز کرد.
    من هم علاقه فراوانی به نویسندگی دارم ولی جرات قلم به دست گرفتن را ندارم و کسی را برای کمک گرفتن سراغ ندارم.
    در خواست کمک از شما را دارم …
    —————–
    یاسر عزیز سلام
    صد صفحه بخوان یک صفحه بنویس

  6. سلام آقای معروفی عزیز
    شعر بسیار زیبایی بود.از آن ها که احساس پشت واژه هایش درون آدم را دریایی می کند…
    موفق باشید:)

  7. آقای معروفی عزیز
    با این شعر گریستم…خیلی زیاد
    شرح حال من بود به زبان شاعرانه ی شما…
    :
    گریه می‌کنم زیر نور ستاره‌ها
    باید می‌رفتم
    باید مدادرنگی‌هایم را برمی‌داشتم
    و این تنهایی عمیق را
    که مثل پیراهنی بی‌رنگ
    روی تنم بود
    فرو می‌کردم در دهان اتاق

  8. درود بر شما
    استاد گرامی من از علاقمندان آثار شما هستم . علاقه زیادی به نوشتم دارم. یک کتاب خودم چاپ کردم که بدلیل علاقه یی که به سمفونی مردگان داشتم، اسمش رو شبیه اون گذاشتم . کسانی که اهل کتاب خوندن هستند کارم رو تمجید می کنند ولی چون روابط اجتماعی چندان خوبی ندارم، نتونستم ارایه خوبی از توشته هام داشته باشم . دیروز یک داستان کوتاه 30 صفحه یی رو دیروز تموم کردم . خیلی دوست دارم نظر شما رو بدونم . میتونم براتون بفرستم؟ اگه از نظر زمان مشکل دارید میتونم قسمتهایی که فکر میکنم حوبه رو بولد کنم . ممنون از شما استاد گرامی
    ————————–
    سلام افشین عزیز
    من این روزها مشغول نوشتن هستم و فرصت ندارم
    بیشتر بخوان و بیشتر دقت کن
    همین پیام کوچک شما 5 غلط دارد

  9. درود بر شما
    استاد گرامی من از علاقمندان آثار شما هستم . علاقه زیادی به نوشتم دارم. یک کتاب خودم چاپ کردم که بدلیل علاقه یی که به سمفونی مردگان داشتم، اسمش رو شبیه اون گذاشتم . کسانی که اهل کتاب خوندن هستند کارم رو تمجید می کنند ولی چون روابط اجتماعی چندان خوبی ندارم، نتونستم ارایه خوبی از توشته هام داشته باشم . دیروز یک داستان کوتاه 30 صفحه یی رو دیروز تموم کردم . خیلی دوست دارم نظر شما رو بدونم . میتونم براتون بفرستم؟ اگه از نظر زمان مشکل دارید میتونم قسمتهایی که فکر میکنم حوبه رو بولد کنم . ممنون از شما استاد گرامی

  10. سلام اقای معروفی.نرگسم من عاشق کتابای شمامو تقریبا هرکی که می پرسه ازم چه کتابی بخونم من بهش کتابای شما رو پیشنهاد می کنم.من دوس دارم یه روز یه نویسنده ی خوبی از نظر خودم بشم و به کمک شما نیاز دارم بهم کمک می کنین تا بتونم؟؟؟چجوری میتونم باهات.ن بیشتر در ارتباط باشم؟؟؟
    ——————–
    نرگس عزیز سلام
    نویسنده یک سنگ قبر است، و آثارش با شما همراه

  11. سلام جناب معروفی عزیز.
    بینهایت بینهایت لذت برم.
    بیشتر از:
    زمین قصه‌ای طولانی ست
    که سطرهایش کشیده می‌شود روی کوه‌ها
    بی‌قراری‌ات را
    مثل شره‌ای شراب مذاب
    بریز کف دست من

    ممنونم.
    یه موسیقی پیشنهادی براتون دوشتم: Ulver – Eos
    http://www.amazon.com/gp/product/B005DJTP3Q/ref=dm_mu_dp_trk1/176-8955598-9380239
    شاد و موفق باشید.
    —————-
    متشکرم

  12. با سلام
    آقای معروفی من یه داستان کوتاه دارم، خیلی دوست دارم نظر شما رو درموردش بدونم. ایمیل شمارو ندارم، اگه خوندنش براتون مقدوره لطفا آدرس ایملتون رو بدید ک براتون بفرستم.
    با ارادت
    ———-
    سلام مریم عزیز
    این روزها سخت گرفتارم

  13. عباس جان سلام
    سوالی دارم که خیلی وقت است ذهنم را مشغول کرده و جواب ِ روشنی درباره اش نمیگیرم…
    اگر کسی در فضایی (مثلاً یک کشور) نبوده باشد، با خواندن مقالات و دیدن فیلمها و درباره آن کشور … آیا می تواند داستانی بنویسد که در آنجا می گذرد؟
    —————-
    تا کی باشد

  14. salam aqaye maroofi man alan 21 salame az 16 salegi daram minvisam eshqam in kare garche reshtam mohandesiye ama qalamam sakht micharkhe ama hamishe mozoo haye nab be zehnam mirese ke vaqti minvisam ba qalamam kharabeshoon mikonam daram ktab kargah matn shoma ro ham mikhoonam be nazartoon che kar dige ee bayad anjam bdam mamnoon misham vaqt geranbaha toono sarf konid yekam komakam konid.
    ——————-
    لطفا فارسی بنویسید

  15. همش داشتم فکر می کردم:خوش به حال نارنجی!
    ولی الان که فکر میکنم میبینم خوش به حال اونی که نارنجی خودشو پیدا کرده!

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert