.
در روزهای بعد از انتخابات گستردهی مردم ايران که تمام دستاوردهای انقلاب و انتخابات توسط ديکتاتور کوچک غصب و غارت شد، در اين روزها که رأی و اعتبار و اعتماد ملت ايران دستخوش کودتای مخملی قرار گرفت، در اين روزها و شبها که ميليونها ايرانی نگران سرنوشت و آيندهی کشورند، هيچکس مثل ميرحسين موسوی تنها نمانده است.
رژيم کودتا تمامی راههای ارتباطی و خبررسانی را از او سلب کرده، و تمامی امکانات را بر او بسته است، ميرحسين موسوی در شرايطی کشنده و دهشتبار قرار دارد. او امروز ديگر نمیتواند از کانديداتوری خود عقبنشينی کند، چرا که ملتی را با خود و اعتبار خود به پای صندوقهای رأی کشيده است. و نيز هيچ امکانی برای احقاق حقوق مردم ندارد. مردم هر روز و هر شب به خيابان میآيند و از او مطالبهی حق میکنند، و اين حق شرعی و قانونی آنان است که تا وصول نکنند، از پای ننشينند. حتا اگر ديکتاتور کوچک آنها را اراذل و اوباش بخواند، آرام نخواهند گرفت، بلکه بر کارزارشان جدیتر و راسختر خواهند کوشيد.
ميرحسين موسوی در برابر اين مردم ناگزير به پاسخ است و راه گريزی ندارد. آدمی هم نيست که با واسطهی بيگانگان قدرت خود را پروار کند، او به ايران و اسلام و انسان سخت پايبند است، و با تکيه به آرای بيست ميليونی، شرعاً و قانوناً رييس جمهور ايران است،
رژيم کودتا تمامی راههای ارتباطی و خبررسانی را از او سلب کرده، و تمامی امکانات را بر او بسته است، ميرحسين موسوی در شرايطی کشنده و دهشتبار قرار دارد. او امروز ديگر نمیتواند از کانديداتوری خود عقبنشينی کند، چرا که ملتی را با خود و اعتبار خود به پای صندوقهای رأی کشيده است. و نيز هيچ امکانی برای احقاق حقوق مردم ندارد. مردم هر روز و هر شب به خيابان میآيند و از او مطالبهی حق میکنند، و اين حق شرعی و قانونی آنان است که تا وصول نکنند، از پای ننشينند. حتا اگر ديکتاتور کوچک آنها را اراذل و اوباش بخواند، آرام نخواهند گرفت، بلکه بر کارزارشان جدیتر و راسختر خواهند کوشيد.
ميرحسين موسوی در برابر اين مردم ناگزير به پاسخ است و راه گريزی ندارد. آدمی هم نيست که با واسطهی بيگانگان قدرت خود را پروار کند، او به ايران و اسلام و انسان سخت پايبند است، و با تکيه به آرای بيست ميليونی، شرعاً و قانوناً رييس جمهور ايران است،
ميرحسين موسوی با توجه به عقايدش که در آخرين بيانيهی خود تأکيد کرده: «ما به عنوان کسانی که به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن پایبندیم…» به مردم تکيه خواهد کرد و در راه آرمان و خواستههای مردم پايمردی خواهد داشت. اما شرايط دشواری را میگذراند که لازم است به اين نکته توجه بسيار داشته باشد.
1 – ميرحسين موسوی بايد پيله ببندد، وگرنه لهش خواهند کرد. او ناچار است با پشتوانهی مردمی و آرای آنان، دولت و کابينهاش را با تمامی وزيران، استانداران، فرمانداران و بقيهی دستاندرکاران تشکيل داده و به مجلس معرفی کند.
2 – او بايد در اين برههی زمانی از تنهايی بيرون بيايد و شايد با کمک علما، بزرگان، سياستمداران، و احزاب همسو با خود، در زمان پايان دولت احمدینژاد کشور را برای تصدی رياست جمهوری تحويل بگيرد. (آيا در روز موعود خواهند توانست با همراهی مردم به محل کار خود مراجعه کنند؟)
3 – کودتاچيان آنقدر ناشيانه تا اينجا پيش آمدهاند که نشان میدهد مغز متفکر ندارند، و در همين کارزار دچار خطاها و غلطهايی میشوند که خود در دامش گرفتار خواهند آمد. آنها آنقدر ناشيانه چاه میکنند و ناشيانه راه میروند که خود در چاه خود خواهند افتاد. اين مثل روز روشن است، و دولت قانونی ميرحسين موسوی میتواند از همين زاويه هوشمندانه راه مردم را روشن کند.
4 –مردم ايران بر خواستههای خود پافشاری کنند، دولت خود را تنها نگذارند، و تا پايان ماجرا عقب نکشند.
1 – ميرحسين موسوی بايد پيله ببندد، وگرنه لهش خواهند کرد. او ناچار است با پشتوانهی مردمی و آرای آنان، دولت و کابينهاش را با تمامی وزيران، استانداران، فرمانداران و بقيهی دستاندرکاران تشکيل داده و به مجلس معرفی کند.
2 – او بايد در اين برههی زمانی از تنهايی بيرون بيايد و شايد با کمک علما، بزرگان، سياستمداران، و احزاب همسو با خود، در زمان پايان دولت احمدینژاد کشور را برای تصدی رياست جمهوری تحويل بگيرد. (آيا در روز موعود خواهند توانست با همراهی مردم به محل کار خود مراجعه کنند؟)
3 – کودتاچيان آنقدر ناشيانه تا اينجا پيش آمدهاند که نشان میدهد مغز متفکر ندارند، و در همين کارزار دچار خطاها و غلطهايی میشوند که خود در دامش گرفتار خواهند آمد. آنها آنقدر ناشيانه چاه میکنند و ناشيانه راه میروند که خود در چاه خود خواهند افتاد. اين مثل روز روشن است، و دولت قانونی ميرحسين موسوی میتواند از همين زاويه هوشمندانه راه مردم را روشن کند.
4 –مردم ايران بر خواستههای خود پافشاری کنند، دولت خود را تنها نگذارند، و تا پايان ماجرا عقب نکشند.


81 Kommentare
aghaye Maroufi to ro khoda inaro baraye khodesh ham befrestin.
—————-
سلام سپيده عزيز
اقدام شد
جمعیت میلیونی از فردوسی تا انقلاب… هیچ کسی شعار نمی دهد. کوچکترین شعاری . با صدای هیس مردم مواجه می شوید. بی سابقه است. جمعیت را بیش از 3 میلیون تخمین می زنند، جمعیت به طرف میدان آزادی در حرکت است. مردم هم را به سکوت دعوت میکنند. موسوی در میان جمعیت دیده شده.
سلام
درود بر شما آقای معروفی عزیز
الان بیشتر از 48 ساعت از واقعه گذشته. بهتر است زین پس احساسات را برای مدتی کنار گذاشته و با خونسردی و عقلانیت به پیش برویم. نامهی آقای مجیدی و چند کارگردان دیگر بسیار مفید است. باید کسانی که به چنین افراد شناخته شدهای دسترسی دارند از آنها بخواهند بیانیه بدهند. موسوی مردانه ایستاده است و به قول شما حسابی تنهاست. به خدا دلم خیلی برایش میسوزد از کنج آتلیه بیرونش آوردند و الان نیاز به حمایت دارد. ما در شهرستان گوش به زنگ ایشان هستیم. حتا اگر فراخوانی برای حضور در پایتخت بدهد ندایش را پاسخ میدهیم. هر چند بیگانههای هیچگاه قدمی بریمان بر نمیدارند ولی بههر حال جنبشهای صلحطلب سراسر دنیا باید توجیه شده و بیانیه بدهند. از بهرسمیت شناختن این دولت جدید توسط روسای کشورها باید جلوگیری شود.
ببخشید زیاده میگویم آخر همهجا تعطیل است و ما مجبوریم جایی فریاد بزنیم..
دوباره و چند باره سلام…
با وجود اینکه با موسوی مخالفم ..اما شما درست می گویید…مردم ایران
نباید عقب نشینی کنند…کودتا چیان یک مشت انسان نما هستند…نه…
سیرت زشت رویشان راهم زشت کرده…نباید ترسید…
نمی دونم چی بگم… دلم خیلی گرفته. دل همه گرفته. به شعور ما توهین شده و به جای جواب دادن به اعتراض ها به ما لقب کثافت و خس و خاشاک میدن. هر شب گاردهای نیروی انتظامی با تجهیزات می ریزن سر مردم بی دفاع و تنها وسیله ی دفاع آدمها سنگه. فلسطین همینجاست آقای معروفی! کی جواب خونهای ریخته شده رو میده؟ دیکتاتور کوچک؟ یا آقای موسوی؟؟
عباس معروفی عزیز
سلام.
این شعر از هاينريش هاينه به دلم نشست سوالی که همیشه با من همراه بوده.
چه باید کرد؟
کدامین راه را باید به سوی صبحدم پیمود؟
کدامین راه ما را تا دیار دوستی ها پیش خواهد برد؟
عبور از مرزهای تیره دیروز خواهد کرد؟
رها از ظلمت شب های پر اندوه خواهد شد؟
نجات از اشک های رنج خواهد داد؟
و از بن بست های تیره تردید و شک خواهد گذشت آخر؟
به شهر مهربانی می رسد در انتهای خویش؟
به صبح شادمانی خواهد انجامید؟
کدامین راه را باید به سوی روشنی پیمود؟
چه باید کرد؟
معروفی بمانید.
————————–
ممنونم داود عزيزم
سلام جناب معروفی
شهر مشهد به هم ریخته، عده ای بسیجی باتوم بدست پشت حفاظ نیروهای یگان ویژه به ملت هجوم می برند و به قصد کشت دختر و پسر و پیر و جوان را می زنند. شعارها لحن تمسخر به خود گرفته اند.“احمدی کوتوله چهار سال دیگه میمونه“ .عده ای به نشان اعتراض قرآن سر نیزه و چوب کرده اند و عده ای دیگر فریاد الله اکبر از پشت بامها سر می دهند. این است اوضاع این روزهای مملکت گل و بلبل. ترس و نفرت وجود همه را انباشته.جایی برای فریاد زدن نیست.sms ها را از قبل از انتخابات قطع کرده اند، سایت ها را فیلتر کرده اند و کم مانده قدرت نفس کشیدن را از این ملت بگیرند. و باز خدا را شکر هنوز می شود سری به شما زد.
سلام جناب معروفی
شهر بهم ریخته است. امشب هنوز از خانه بیرون نرفته ام اما چیزهایی که دیشب دیدم و شنیدم شگفت آور بود. خیابان سجاد مشهد را قرق کرده اند و عده ای بسیجی چماق و باتوم بدست با حمایت نیروهای یگان ویژه به ملت هجوم می برند و زن و مرد را به قصد کشت می زنند. شعارها رنگ تمسخر به خود گرفته است،تمسخری همراه با تنفر .“ احمدی کوتوله چهار سال دیگه میمونه“ عده ای به نشان اعتراض قرآن سر نیزه و چوب کرده اند و عده ای دیگر از روی پشت بامها فریاد الله اکبر سر می دهند. این است اوضاع این روزهای این مملکت گل و بلبل.جایی برای فریاد زدن نیست. sms ها را چند روزی است قطع کرده اند، سایت ها فیلتر کرده اند. کم مانده قدرت نفس کشیدن را نیز از این ملت بگیرند. و باز خدا را شکر که هنوز می شود به شما سر زد.
————————–
محمد جان
خيلی مراقب خودت باش
احتمالا اين روزها به سربازها ميگن که پادگان ها رو ترک کنن
مثل زمان ما
درست در چنين وضعيتی من سرباز بودم
مثل معجزه میمونه ، همه هستن حتی کودکان حتی پیران و سالخوردگان . ما تا آخرین نفس می ایستیم .
نتایج انتخابات(!) اعلام شد.نتایجی که چون چهار سال قبل از اولین ساعات شروع شمارش آرا توسط „فارس“ در نقش همان „کیهان“ دوره پیش اعلام شده بود.و عجبا که این قوم چه دقیق پیشگویی می کنند…!
چهار سال پیش شرکت کنندگان در انتخابات هر یک به نحوی اعتراض خود را به فرایند انتخابات اعلام کردند.یکی به خدا پناه برد و شکایت دروغ پردازی زمینی را و پایمال شدن حقوق انسانهای روی زمین را به آسمان ها حواله داد!و دیگری به خوابی ناز فرو رفت و چون سر از بالین برداشت دنیایش را آب برده بود!اندکی فریاد از چرتی بی موقع و دیگر هیچ…
چندی پیش در جایی،نزد عزیزی گفته بودم که ما ایرانیها ملتی عجیب هستیم با ویژگیهای عجیب تر.یکی از این ویژگیها این است که خیلی چیزها را داغ دوست داریم!نان داغ،چای داغ،افکار داغ،خبر داغ و سیاست داغ!و چون این همه چیزها به سردی گرایید دل زده می شویم تا چهار صباحی دیگرکه دوباره داغ شویم و داغ پسند.غافل از اینکه در بازی زندگی و سیاست چه اتفاقها در این سرما و جمود توده ی جامعه که نمی افتد و چه دامها که تنیده نمی شود…
چند هفته ای را در التهاب فضای انتخابات به سر بردیم.به زیبایی حضور خود را اعلام کردیم.شبا هنگام تا سر زدن سپیده بیدار ماندیم دست در دست هم به امید سحر…و در گوش ها زمزمه کردیم :
مادیان شب آبستن سحر است…
دوستان،یاران،رفقا اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم.اگر آن شیخ پس از آن خواب شیرین که زندگی را به کام ملت تلخ کرد سرد نمیشد!اگر آن حجت پروردگار بر روی زمین به آغوش امن الهی پناه نمیبرد و برای احقاق حقوق فرد فرد توده جامعه ایستادگی می کرد شاید اکنون من نویسنده این سطور نبودم.و چه آرزوی شیرینی ست و چه تاسف بار که ما همیشه در گذشته و رویاهای از دست رفته خویش زندگی میکنیم.
اکنون که دشمنان دموکراسی و آزادی جشن پیروزی(و چه خیال باطلی) بر پا کرده اند و مست قدرت نعره ها سر می دهند،زمان خالی کردن میدان نیست!هنگام یاس و جمود نیست!باید همچنان در صحنه باقی ماند برای احقاق حق،اگر برای خود به عنوان انسان حقی قائل باشیم.
به پا خیزید و از حق به نا حق گرفته خود دفاع کنید.به پا خیزید و همچون شبهای گذشته برای ایرانی آزاد یک صدا فریاد بزنید :
اینان هراسشان ز یگانگی ماست…
به پا خیزیم و نشان دهیم که هیچ قدرتی را یارای ایستادگی در برابر سیل خروشان توده نیست.
اکنون که دشمنان ملت جشن نابودی دموکراسی و اصلاحات را بر پا کرده اند بیایید نشان دهیم که دموکراسی در ایران به پایان راه خود نرسیده است.
بیایید به پاسداشت خون هزاران انسان شریف و آزاده که بیش از یک قرن است برای آزادی این سرزمین قربانی شده اند از حق انسانی خود برای تعیین سرنوشت خود دفاع کنیم.بیایید هر کدام از ما „آرش“ی باشیم :
…
روزگاری بود،
روزگار تلخ و تاری بود
بخت ما چون روی بد خواهان ما تیره
دشمنان بر جان ما چیره
شهر سیلی خورده هذیان داشت،
بر زبان بس داستان های پریشان داشت
زندگی سرد و سیه چون سنگ،
روز بدنامی،روزگار ننگ
…
غیرت اندر بند های بندگی پیچان،
عشق در بیماری دلمردگی بیجان،
…
فصل ها فصل زمستان شد،
صحنه گلگشت ها گم شد،نشستن در شبستان شد
در شبستان های خاموشی،
می تراوید از گل اندیشه ها عطر فراموشی
ترس بود و بال های مرگ،
کس نممی جنبید،چون بر شاخه برگ از برگ
سنگر آزادگان خاموش،
خیمه گاه دشمنان پر جوش
…
دوستان بیایید تعیین کننده آینده خود باشیم
فردا روز ماست،فردا روشن است
شما هم از بیرون کاری کنید. ما تنها مانده ایم اگر دنیا این دیکتاتور را به رسمیت بشناسد ما له می شویم. در اصفهان، شیراز، تهران مردم را می کشند. دانشجویان را در خوابگاه قربانی کرده اند. امشب کنار مجتمع های مسکونی که الله اکبر می گویند اشک آور و گاز فلفل زده اند. این بیمار روانی این قدر ارزش دارد که همه چیز به پای ریاستش قربانی شود؟ حتی مشروعیت حکومت؟
———————————–
در خارج از کشور تقريبا همه با تمام توان مشغولند
فعلاً آنچه خواسته ايم انجام شده
سران دولت های اروپايی ديکتاتور کوچک را زير فشار قرار داده اند
باسی، باسی…
حس میکنم دستهامو زنجیر کرده اند،
چشامو بسته اند،
روی یه چیزی مثل صندلی اعدام نشسته ام
و یه نفر با مشت زده تو دهنم!
و من پرم از فریادی که تک تک یاخته های بدنم بی صدا زمزمه میکنند
نمیخوام خون دهنمو بریزم بیرون تا طعم این نفرت جزیی از وجودم بشه
این احساس منه.
این احساس منه.
حس کسی که بهش دروغ گفته شده،ازش سوء استفاده شده، و بعد دور انداخته شده.
این حس منه تو این نظام.
————————-
برنده ی اين جنگ مردم اند
آقای معروفی عزیز،
من از جنس خاشاکم که شعله ور گشته ام. میدانم که عصبانیت جزوی از رفتار غریزی انسان است. راستو حسینی بهم بگو که در این غربت، فرسنگا دورتر از جایی که قلبم را جا گذشتهام چه میتوانم کرد؟ راهی بهم نشان بده. تو را به همین خلوت انست چیزی بگو تا این بغض لعنتی دست کم تبدیل به اشک شود.
آقای معروفی سلام
این شعارهای تازه از تنور امده را داشته باشید از راهپیمایی امروز که رفتیم ، است. آخرش خرابش کردند نیروهای دولتی به مردم حمله شد .تیر اندازی شد .ما به هر طرف می دویدیم.
من قیامت را به چشم دیدم.
دوست تان دارم.
دعایم مان کنید.
٭٭رای ما رو دزدیدن دارن باهاش پُز می دن
٭٭٭٭احمدی ِ بیچاره بازم بگو فوتباله
٭٭گفته بودم اگر تقلب بشه ایران قیامت می شه
احمدی ِ دروغگو شصت و سه درصدت کو؟
٭٭نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران
٭٭احمدی به گوش باش ما مردمیم نه اوباش
٭٭با این همه هیاهو رسانه ی ملی کو؟
دولت کودتا استعفا استعفا
٭٭هاله ی نور رو دیده رای ما رو ندیده
٭٭تا احمدی نژاده هر روز همین بساطه
٭٭٭٭خس و خاشاک تویی دشمن این خاک تویی
——————————–
ممنونم نسرين عزيزم
salaaaam
ma hastim , moghavemat mikonim , in rooza kasi delesh nemiad too khoone beshine
باز سلام
به ما گفت خس و خاشاک!!!
و امروز ما شعار میدادیم : خس و خاشاک تویی دشمن این خاک تویی
عباس معروفی عزیز سلام….. در اینکه می گین آقای موسوی تنها مونده شکی نیست اما امروز نبودین ببینین چند میلیون ایرانی پشت این آدم ایستاده من با هرکس صحبت می کنم حرف از جون می زنن پشتیبانی که هیچ…. آیت الله صانعی قتوا داده و پیروی از این دولت رو منع کرده تعداد زیادی از مراجع قم هم دارن به ما می پیوندن. همون طوری که می گین این بیچاره های بی سیاست بد باز ای رو شروع کردن و این بار بازنده اونا هستن.
دیشب در کوی دانشگاه تعداد زیادی از دوستان دانشجوی ما رو کشتند… و امروز تعداد دانشجوهای عاصی کم نشد هیچ که 10 برابر دیروز بود. وافعا دیگه بچه ها از هیچی نمی ترسن….. اتفاقی که باید می افتاد افتاد حرکت شروع شده……. تا پیروزی
————————–
از اين پس تمام رفتارها و مسيرهای ديکتاتور کوچک، گاف های بزرگ است
خدایاااااااااااااااااااااا برس به دادمان
گیر بد آدمایی افتادیم
احساس خفگی می کنم ……….
تو مشهد نمی تونی نفس بکشی …باز صد رحمت به تهران!!!! حداقل اینقد طرفدارا زیاد و متحدن که کاری از دست اون جانی ها بر نمیاد…اما اینجا…….
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخخخخخخخخخخخخ
دلم گرفته است بسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
———————
خدا به فريادتون برسه
نشستی کنار گود و می گی لنگش کن…………اون (راهپيمايی آرام فردا سه شنبه، از ميدان وليعصر تا برابر جام جم، ساعت 5 عصر) را بردار با جون جوونها بازی نکن شرم کنید سایه نشینان خوش نشین
——————————–
حالا وقت اين سايه و آفتاب بازی نيست
تاریخ تکرار میشه.به همین راحتی
همه ی این اتفاقات تو تاریخ نه چندان دور ایران موجوده
ما از تاریخ درس پایمردی گرفتیم و همچنان میریزیم به کوچه و خیابون،کشته میدیم،هر یک نفر که موبایل داره تبدیل میشه به یه ستاد خبری و اخبار رو بی وقفه تو تمام سمت های ایران پخش میکنه،هنوز خون برادر و خواهر رو سنگفرش خیابون پاک نشده که دوباره صدای شعارمون بلند میشه،
ما درس های تاریخمون رو خوب بلدیم
ما درس هامون رو حفظیم
ما بلدیم چیکار کنیم
در نهایت ما میمونیم و کسایی که تاریخ بلد نیستن باید برن
اینجا ایرانه
ایران به این اتفاق ها عادت داره
بذار اونها تا آخرین پله ی های بی رحمی سقوط کنن
ما از بی رحمی اونها انرژی میگیرم واسه مقاومت بیشتر
ما انگیزه میگیریم
می نیرو میگیریم
زیباییش تو این بخش هست که تمام دنیا دست به کار شدن تا فاتحه ی دیکتاتوری ناشیانه رو بخونن
تا چند روز دیگه باز لبخند به لب از پیروزی و اشک از داغ عزیزانمون میریزیم
استاد
مطلبتون زیبا و کارساز بود
————————-
ممنون از تلاش همه ی شما
دورد بر تو …
عزیز… در مورد اقداماتی که گفته بودید:
1- روشنگری و افشای کودتا
2-پیشگیری از رسمیت یافتن کودتا
3-ادامه ی افشا گری…
البته من در انگلیس زندگی می کنم و بیشتر دوستانم بیریتیش هستند.
ما همه ی رویداد های کشور را از زبان خود افراد درون ایران ترجمه و به صورت تک ورق بین مردم پخش کردیم . تقریبأ همه ی شهر ما آگاه هستند وخیلی از انجمنها „خیریه “ شهر دوست دارند با ما همکاری کنند . البته فقط آگاهی دادن عزیز… دستهایم هنوز می لرزد. تنها کار یست که می تونم انجام بدم .ای کاش من هم در ایران بین مردم بودم .
هنوز نشانی در من هست .
————————-
هر جا باشی ايرانی هستی
و نشانی در تو هست
عباس عزيز .. امشب قصدم اين بود كه قرائت هاي مختلفم را از واقعه كه نوشته ام اينجا كامنت كنم . اما الان دوستي از تهران خبر داد كه الله اكبر گويان را بر پشت بام ها به رگبار بسته اند . حريف كه وا بدهد به خشونت متوصل مي شود . حريف كه وا بدهد قواعد بازي را نقض مي كند . و اين نقض تا حالا دروغ بوده و حالا گلوله . دولتي كه بر روي معترضانش اسلحه مي كشد با هر شليك كوبه اي بر دروازه ي بدبختي خود كوفته است . حتا اگر در خوشبينانه ترين شكل نتيجه انتخابات را واقعي فرض كنيم ، گلوله نمي تواند پاسخي انساني به 13 ميليون معترض باشد . خاستگاه اين جنبش هر چه باشد ، امروز خوي حيواني يكي از طرفين قاعده را ديگر كرده است . و همين جبهه ي ما را مشخص مي كند . ما همه با مشتي از كلمه ، قلبي از كلمه و كفني از كلمه در مقابل اين خوي شيطاني مي ايستيم .
——————————
همين مهمه سعيد عزيزم
بدانيم که امروز چه می خواهيم
و فردا چی؟
سلام
شما اگه لینکی دارین و با آقای موسوی تماسی دارین به داد مردم در اصفهان برسین یا بگین برسند
بر خلاف راهپیمایی ارام تهران (که البته اواخرش با درگیری شدید همراه بود) در اصفهان چند ساعت درگیری بسیار شدید زنان و مردان با لباس شخصی ها و ضد شورشی ها بوده
در میدان انقلاب چهارباغ بالا مردم با دست خالی می جنگیدند
اگر برخی از این چهره ها به شهرستانها سفر کنند و در کنار مردم باشن اینطوری نمیشه
من آمریکا دانشجوی دکترا هستم
خانواده من اصفهان هستن و خیلی هم فعال سیاسی نبودند
پدر من استاد دانشگاه هست و باور نمی کنم وقتی پشت تلفن به من میگن امروز با آجر !! پنج نفر ضد شورش را زده
برادرم را از زیر باتومهای این وحشی ها مردم نجات دادند و الان خونه هست و دیگه راه نمی تونه بره و کاملا له شده
خدا را شکر که خواهر و ماردم خونه مونده بودند
تو را خدا اطلاع رسانی کنید
با دادن اطلاعیه و فرستادن چند چهره به اصفهان این جریان را سامان بدن
من خیلی نگران هستم
همانطور که گقتم ما خانواده آرامی بودیم که فقط به موسوی رای دادیم همین
ولی الان خانواده من در قلب این ماجرا هستند
کمک کنید به مردم اصفهان
———————————
زندگی عادی در ايران يک حرکت سياسی محسوب ميشه
باسی قلبم شکست …
می دونم حتمأ فیلم های اعتراض مردم در ایران رو دیدی ، جایی که سرباز لباس مشکی رو زدند.
اما … باسی مردم ما خیلی مهربو ن هستند . “ همون سرباز شاید ده ها نفر رو با باطوم زده بود . چند نفر اونو از زیر جمعیت بیرون کشیدن و پشت دو دختر مخفی کردن ، پسر ی برایش آب اورد ، درست مثل یه برادر آب رو صورتش ریخت .
صورت خیلی معصومی داشت .
باسی قلبم شکسته همش کارم شده گریه … نباید اینطور می شد .
همه از یه خاکیم . همه با دیدن همدیگه حتی یه جای دور ، حتی بین دعوای سران مملکت برای بیشتر داشتن ،قلب مون برای هم میخواد کنده بشه …
تورو خدا به همه بگو با هم دعوا نکنید ، اون سرباز هم عزیز ماست،
مادر داره که شب تا صبح دست به دعا و با هزاران آرزوه اونو بزرگ کرده .
کاشکی می خوابیدم و فردا وقت بیداری ، با خبری دلنشین به همدیگه سرمی زدیم …
هزاران گل قرمز برای تو…
————————-
مهرداد مهربانم
همه ی اين فيلم ها رو ديدم. من هم نگرانم، خواب ندارم، و صداها توی سرم می چرخه.
گاهی فکر می کنم شايد همه ی اينها کابوسی بوده که من باز دچارش شده م، ولی واقعيت اينه. واقعيت اينه که اونها پول و مال مارو غارت نکرده ن، به رأی انسانها، به اعتمادشون اهانت کرده ن.
مردم از هر چيزی که بگذرن، از اين نمی گذرند. اين راه بی برگشته، و تا آخرش بايد رفت
اميدوارم کمترين هزينه رو بپردازيم. اميدوارم خامنه ای سر عقل بياد و خودش رو حفظ کنه، وگرنه آخر اين تقلب و دزدی حق انسانها او را جارو خواهد کرد.
امروز با تمام وجودم به شعور مردم ایران زمین ایمان آوردم. آنها که خار و خسی خوانده شدند. آنها که اراذل و اوباش انگاشته شدند. خوشحالم که همگام با این مردمان زنده شدم
هیچ فریبی در این اتحاد و همبستگی راهی ندارد
از امروز پشت خودم را خالی نمی بینم. از امروز حس تنهایی نمی کنم. گذاشتن و رفتن را آرزو نمی کنم. بسیارند کسانی که دستانشان به نشانه ی خواست آزادی بالاست
درود بر همه آنها که سکوت را فریاد زدند
آقاي معروفي عزيزم سلام
اينجا كه ميام درد مشترك اين بچه ها رو كه مي بينم دلم قرص ميشه منم مثل خيلي هاي ديگه كارم شده گاز اشك آور خوردن و فحش شنيدن. البته هنوز باتوم نخوردم ولي همين امروز فردا كار به اونجا هم ميكشه. شبها تا دير وقت يا گريه مي كنم يا به يه نقطه خيره ميشم و تو فكر فرو مي رم. همسرم همش بهم ميگه صبور باش ميگه اگه مي خواي يه زن مبارز باشي بايد بتوني تحمل خيلي دردها رو داشته باشي. ولي مگه ميشه. وقتي صبح به صبح ميام محل كارم و مي بينم يه عده از اينهايي كه پدرشون سپاهيه بي هيچ درد و دغدغه اي نشستن و به چشم احمق به چشم اراذل و اوباش به چشم ضد انقلاب به مردم مبارز نگاه مي كنن بيشتر مي سوزم. مردمي كه لااقل توي مشهد فقط شعار الله اكبر ميدن يا همه با هم شعار ميدن: نيروي انتظامي حمايت حمايت! چطور ميتونن رذل باشن. مردمي كه فقط حقشونو مي خوان يه حق قانوني.
——————–
اونا هم تغيير می کنن
کمی زمان می خواد
salam aghaie maroufi
man ke ta akharesh hastam hata agar be gheimate jonam tamom beshe
——————
مراقب خودت باش
delam dare mtereke aghaye maorufi kashki az dastam kari bar miomad
————————-
بيرون از ايران هر روز تظاهرات برقراره
برلين، لندن، استکهلم، بروکسل، وين، کپنهاگ، پاريس و تقريبا همه جا
اینجا هیچ امکانات ارتباطاتی نیست
کمک کنید صوامون برسه به همه دنیا
رادیو و تلوزیون اینجا دارن از فوتبال و گردشگری و به به و چهچه حرف می زنن
کارکنان رادیو و تلوزیون خائن هستند
نون به نرخ روز خورها
اعتصاب کنین
—————————–
هد لاين تمام رسانه ها خبرهای ايرانه با تصوير و فيلم تازه
خبر اول تمام رسانه های جهان:
کودتای انتخاباتی
آقای معروفی درباره صدا و سیما و خیانتش به مردم مطلب بنویسین
هیچی نمی گن هههههههییییییییییییییییییییچچچیییییییییی
خائن ها
——————–
اون رسانه ی ديکتاتورهای کوچک رو ولش کنيد
رسانه های دنيا پشت مردم ايران قرار دارند
سلام به خدای سمفونی مردگان
بغض سی ساله ترکیده همه دنیا شاهدند اینها چقدر ترسیدند که
ترس و توحش خود را با تیر و باتوم و زنجیر و… سر انسان خالی می کنند
اما دیگر کارد به استخوان رسیده دنیا ببین و کاری کن
————————-
دقيقاً از ترس دارند پنجه به صورت مردم می کشن
جناب معروفی. این جوان ها با ما فرق می کنند. من به نوعی خودم را جزو شاهدین ماجراهای 18 تیر می دانم. این حمایت این اعتراض و این جوان ها با ما فرق می کنند. ما شجاعت این ها را نداشتیم. ولی کاش کنترل بشوند. کاش این طوری خودشان را اسیر آتش نکنند. بعضا می بینم که انتحاری عمل می کنند. در برابر گروهی که همه گونه حمایت می شوند.سعادت آباد دیشب در آتش بود. تا سه نیمه شب از صدای انفجارهایی که نمی دانستیم از کجاست بی خواب و پریشان بودیم. پریشان برای آنان که در خیابان بودند.از شما خواهش می کنم به مردم امید بدهید. امید و خویشتنداری. امید برای ادامه ی راه. بنویسید آقای معروفی. تنها راه ارتباطی ما با دنیای خارج این اینرنت لکنتی است. و یاد آن شمع های سوخته را گرامی بداریم که این چند روز در درگیری ها کشته شدند.
———————————-
همه غافلگير شديم. همه ی ما ايرانی ها افتاديم توی زياده خواهی ديکتاتورها
اما اين راه برگشت نداره
سلام استاد .اینجا ایران است وقلب تپنده ئ زمین .ما هنوز هستیم .مانفس میکشیم اگرچه آنها نخواهند.ما راه میرویم اگرچه با پای بسته .ما ایستاده ایم حتی با زانوهای شکسته . اینجا ایران است .موج سبز حالا دارد طوفان به پا میکند …چند صباحی دیگر همین طوفان به یک سونامی مبدل خواهد شد .کافی است حلقه های اتحاد را بزرگتر و محکم تر کنیم .
من به آینده ئ این موج امیدوارم شما چطور ؟!
سلام باسی عزیزم
باسی جان ایران تنها تهران نیست! نیروی انتظامی در تهران عکس العمل خشونت بارش را کم کرده ولی در شهرهای کوچک مثل شهر من (قزوین) با قدرت تمام سرکوب می کنند.
دیروز با وحشیگری تمام جوانهای این شهر را زیر ضربات باتوم و لگد نابود کردند. مادران ما که جای مادران همین وحشی ها بودند خواستند جلوی حمله را بگیرند.ولی حتی به آنها هم رحم نکردند.
باسی جان،عوارضی اتوبان به سمت تهران را بستند و ماشینها را می گردند و مردم را کتک می زنند!
امروز ساعت 5 بعد از ظهر همراه با تمام ایران عزیز به راهپیمایی آرام خود ادامه می دهیم.
باسی جان اخباری از بازداشت تعدادی از سرداران سپاه هست که خواستند به مردم بپیوندند.
به امید پیروزی و بهروزی
به امید فردایی بهتر برای ایرانی بهتر
———————-
مرسی از اين خبرها
مراقب خودتون باشين
به نظرم یه کار مفید می تونه همراه کردن نظامی ها با مردم باشه و اگه این کار انجام بشه جلوی بسیجی ها بهتر می شه دوام آورد. سربازها و ارتشی ها با دیکتاتور نیستند باید جسارت همراه شدن با مردم رو بهشون داد.
———————————
زمان ترک پادگان که رسيد حتما اعلام ميشه
ما از بيرون نمی تونيم مردمو بندازيم توی آتيش
اونها خودشون درست رهبری می کنن اين مخمل سبز رو
این انتخابات اول تا آخرش یه دروغ بزرگ تاریخی بود. خداکنه به نتیجه برسیم وگرنه چنان یاسی مردم رو فرا میگیره که دیگه اون سرش ناپیداس… ماها همون هایی هستیم که رفتیم رای دادیم. پس بازم میتونیم متحد بشیم وهر کاری دیگه با اتحادمون انجام بدیم. من برای اولین بار توی زندگی رای داده بودم فقط به احترام جوانها و آزادی و ایران عزیز. جوان های عزیز من شاه انقلاب جنگ و بعداز اونو هم دیدم. پس بدونید به عنوان یه اهوازی و ایرانی پشتیبان شما هستم تا جایی که بتونم. زنده و آزاد باشید.
————————————
دولت کودتا داره عقب رانده ميشه
سعي مي كنم شعري قديمي را به ياد بياورم . شعري كه سال ها پيش در ساحل شمال مي خواندم . بلند و بريده مي خواندم . براي تيرداد مي خواندم . و موج موج موج كه پيراهني سبز سبز سبز ، مثل صمغ صنوبر بر قامت نجيب كلمه مي ريخت . شعري كه در آن از درخت حرف مي زدم . از سرنوشت درخت . و مسيرش را تا صليب ، چوب سيگار ، پارو ، قايق ، قاب . و مسيرش را تا تختخواب ، دسته ي جارو ، دسته ي كارد .
طنين گلوله در گوشم مي پيچد . دوباره شكل قديم درخت . دوباره پيشاني بند سبز يا زهرا . سبز مثل دل درياها . مثل طوق بعضي كبوترها . دوباره برگ خيس بلوط . بوي مشك . كتف كبود نخل .
تكه اي از آن روزهاي پاك كه جايي پشت چشم هاي حاج ملهم ، پشت چشم هاي من گم شده بود . و حالا دوباره در هجوم طاعون بازش مي يابم . طاعون ، ظلمات ، وهم و پيچاندن كتاب لاي دروغ ، لاي وقاحت ، لاي لاشه ي سگ .
روزهاي سختي را گذرانديم . آنقدر سخت كه نمي توانم شعرم را به ياد بياورم . چيزهاي زيادي در ما پژمردند . بدل شدند . آنقدر كه شكل اول مان را كتمان كرديم . بوي نمور گرفتيم . انگشتان مان خيلي چيزها را از ياد بردند . لاله ي گوش تفنگ ، نقره ي موي سه تار ، نوك پستان ليمو ، دست هاي خيس ، باران ، و شانه هايي كه مي توانست مجال مباركي براي گريستن باشد .
خيلي چيزها را فراموش كرديم . باورانده شديم ، باور كرديم كه اميد شكل قديم درخت است كه بازيافتنش ممكن نيست . باور كرديم كه باد به زادگاه نخستينش باز نمي گردد . چشمان مان در چاه هاي سياه ، عميق و سياه گم شدند . باور كرديم كه شكل قديم ديدن منقضي شده است .
بي باور شديم . شكل قديم راه رفتن را از ياد برديم . اراده را ، صف را ، و اينكه مي شود كاري كرد .
طنين كلمه در گوشم مي پيچد . دوباره شكل قديم درخت . ايستاده ، زخمي ، سبز . چشمان بي خواب اين مرد . خسته ، مصمم ، لجوج . با نگاهي ثابت ، ثابت و داغ ، داغ و نجيب . مثل چشمان من . چشمان تو . چشمان حاج ملهم .
تكه تكه ات كردند
هر تكه ات جايي
براي ما اما
همان درخت زيبايي
كه با شكوفه ی سيب و كتاب مي آيي .
————————–
مرسی سعيد جان
قشنگه خيلی
سلام.امروز سه شنبه هست .. روزي كه قرار بود همه ساعت 5 ميدون وليعصر باشيم. در ايميل ها ي طرفداران احمدي نژاد اومده كه اونها ساعت 4 ميدون وليعصر باشن. ظاهرا ميخوان جنگ تن به تن راه بندازن! تلويزيون و راديوي ايران اعلام كرده كه هركسي نسبت به اين اغتشاشات معترضه بياد ميدونهاي وليعصر ، فردوسي و ونك! اين پيغام از سايت قلم نيوز ساعت 3 هست:
“ فوری فوری ، بسیار مهم/متن اطلاعیه ستاد میرحسین درباره اعلام راهپیمایی امروز:
مردم در دام درگیریهای طراحی شده نیفتند/مسوولیت عواقب محدودیت های رسانه یی ستاد،به عهده دولت حاکم است
ستاد میرحسین موسوی در اطلاعیه ای با تاکید بر اینکه موسوی در راهپیمایی خیابان ولیعصر حضور نخواهد داشت از همه مردم درخواست کرد که در دام درگیری های طراحی شده قرار نگیرند. “
فقط ميخوام بدونين كه راه پيمايي امروز رو ميخوان به يه درگيري تن به تن تبديل كنن…. همه داريم خبر ميديم كه تو اين دام نيفتن و امروز رو كنسل كنن.
—————————————–
امروز توی مجلس اقرار کردن که آتش زدن و شيشه شکستن کار گارد مقاومت بوده، يعنی قلدرهای ديکتاتور کوچک
ساعت 12 ظهر روز سه شنبه 26 خرداد :
تمام پرسنل بيمارستان حضرت رسول واقع در خيابان نيايش ستارخان، جلوي درب اصلي بيمارستان اعتراض كردند . در شعارهاشون اعلام كردن كه 8 نفر شهيد و 28 نفر زخمي داريم. گاردي ها بعد از يك ساعت ساكتشون كردن
——————————
در ضمن اصلاح طلبان درخواست مجوز راهپيمايی آرام برای روز چهارشنبه ساعت 16 را به وزارت کشور دادن.
يعنی نهضت ادامه دارد.
سلام
صدا و سیما مدام داره اعلامیه می ده که امروز ساعت 4 طرفدارهای دولت در میدان ولیعصر و چند نقطه ی دیگه تظاهرات دارند. می خوان حرکت مردم رو به اسم خودشون رقم ثبت کنند. چند نفر هم ژست خنده دار تهدید به خودشون گرفتند و حرف زدند. بنویسید آقای معروفی خواهشن. ما می خواهیم نفس بکشیم..
——————————–
همه چيز ديده ميشه.
اينها طراح و مغز متفکر ندارن. يعنی مغز ندارن، به همين خاطر مدام توی چاه خودشون می افتن.
در ضمن عاملان اختلاس و دزدی بانک اردبيل در زمان شهرداری ديکتاتور کوچک امروز دستگير شدند.
سلام آقای معروفی /
ملت رو بیچاره کرده اند.به هیچ کس رحم نمی کنند .5 نفر تو دانشگا هتهران کشتن. 7 -8 نفر در جاهای دیگر تهران . هزاران نفر رو بازداشت کردن.هزاران نفر در حال تعقیب هستند. شبها به خواب گاه ها حمله میشه.تلویزیون لعنتی خامن های ساااااکت وارومه. 2 نفر تو ارومیه کشتن …/ به هیچ کس رحم نمی کنن. جون این ملت به لبشون رسیده . این خبرها رو بیشتر منعکس کنید .خامنه ای با کمک سپاه ونیورهای لباس شخصی و بسیج نیوری انتظامی به ملت توهین میکنه. هر روز بیشتر /
موبایل ها قطعه.اینترنت سرعت کمه .سایت ها بسته اند .روزنامه ها رو خودشون اداره می کنند. مرگ بر این دیکتاتور خونخوار
ستاد میرحسین موسوی در اطلاعیه ای با تاکید بر اینکه موسوی در راهپیمایی خیابان ولیعصر حضور نخواهد داشت از همه مردم درخواست کرد که در دام درگیری های طراحی شده قرار نگیرند.
به گزارش قلم نیوز، متن اطلاعیه بسیار مهم و فوری ستاد میرحسین موسوی به این شرح است: بسمه تعالی متن کامل اطلاعیه ستاد مهندس میرحسین موسوی در خصوص اعلام راهپیمایی امروز به قرار مسموع در راهپیمایی دیروز از سوی برخی افراد و به صورت خودجوش، برگزاری یک راهپیمایی در ساعت 17 امروز از میدان ولیعصر به سمت جام جم اعلام شده است. این ستاد به آگاهی عموم میرساند، آقای مهندس میرحسین موسوی در این راهپیمایی حضور نخواهند داشت. از مردم عزیز مجدداً درخواست میگردد که در دام درگیریهای طراحی شده قرار نگیرند. جمعیتها و احزاب حامی آقای مهندس موسوی در تلاشند تا با استناد به اصل 27 قانون ا ساسی مبنی بر آزادی اجتماعات به منظور برگزاری تجمع موج سبز در اعتراض به تخلفات انتخاباتی و برخوردهای خشونت آمیز و شهادت تعدادی از هموطنان ما مجوز لازم را اخذ کنند. از آنجا که با توجه به محدودیتهای شدید رسانهای که دولت حاکم ایجاد کرده است، امکان اطلاعرسانی مناسب و به موقع از طرف ستاد وجود ندارد، مسئولیت عواقب این وضعیت که نقش اطلاعرسانی رسانههای بیگانه و پیآمدهای آن را تقویت میکند به عهده دولت حاکم است. ضمنا آقای مهندس موسوی آمادگی خویش را برای حضور در برنامههای مستقیم تلویزیونی برای بیان مواضع خود در خصوص انتخابات و وقایع پس از آن اعلام داشتهاند.http://khordad-sabz.mihanblog.com/
سلام جناب عباس معروفی
جغرافیایم دود گرفته نازنین… برف سیاه می بارد.
مبهوتیم و هیچ نمی توانیم بگوییم.
موسوی در سخنانش گفت: شما مردم بت شکن هستید، شیشه شکن نیستید..
مردم با شعور و شور و سکوت و گل می آیند…
من تهران نیستم ولی دیروز ساعت سه بعد از ظهر بلند شدم و رفتم یکی از خیابانهای معروف اینجا که همیشه شلوغ میشود… برای طرفداری از موسوی قبل از انتخابات هم آنجا میرفتیم.
نمیدانم این همه نیرو را از کجا آورده بودند. انگار به ازای هر نفر هفت نفر داشتند. هیچ کس نبود. فقط چند تا از جوانها را دیدیم که لباسهای و نوارهای سبز داشتند ولی داشتند از آنجا دور میشدند… ما ماندیم. آنقدر پرسه زدیم تا در یکی از کوچه ها دیدیم حدود ده نفر منتظرند تا کمی خیابان شلوغ بشود و بریزند وسط… ما هم رفتیم همانجا و منتظر ماندیم تا ناگهان فریاد الله اکبری بلند شد و دختری خودش را وسط میدان به زمین انداخت. دستهایش را به نشانه ی پیروزی بالا برده بود و تا میتوانست فریاد سر میداد. بلافاصله ریختند و تا میتوانستند، چند نفری زدنش. ولی تسلیم نمیشد. ما هم ریختیم و یکصدا شدیم. فقط می افتادند دنبالمان و تا میتوانستند میزند. به شدت و وحشیانه میزند. کسانی که فارسی زبان نبودند و با هم عربی صحبت میکردند.
بعد از همراه جمعیت اگرچه اصلا مجال نمیدادند یک خیابان را پشت سر گذاشتیم. آنجا قبل تر کمی شلوغ شده بود. داشتند دو نفری دختری را با زنجیر از ناحیه ی صورت میزند و او همچنان مبارزه میکرد. جمعیت دیگر بجای فریاد „ولش کن“ ریخته بودند و خودشان تلاش میکردند که رهایش کنند. او فقط جیغ میزد. همه جا فقط خون بود…
آقای معروفی نمیتوانید تصور کنید اینجا چه جهنمی شده است. گاهی وقتها به قول هدایت „مرگ هم آدم را نمی خواهد“خیلی خیلی خیلی دوستتان دارم. حتی بیشتر از سمفونی مردگانتان…
———————————
عزيز نوزده ساله ی من
باور کن اين شيطان رجيم که به مردم اهانت می کند، در دام خودش گرفتار شده و نمی داند چه خاکی به سرش بريزد
مشکل اينجاست که او با تمام دولتش در برابر اراده ی مردم هيچ است، و در گرداب خودش غرق خواهد شد.
اينها يک نوار ضبط شده را در تلفن مردم می خوانند که شنيده ايم در راهپيمايی شرکت کرده ايد، با شما برخورد قانونی خواهد شد.
تمام رذالت های بشری را به کار گرفته، ولی ورق های بازی اش مستعمل است.
و يادت باشد، تمام رسانه های دنيا دارند روی ايران و مردم ما کار می کنند.
اميدوارم بتوانی محکم باشی و سرت را بالا بگيری.
سلامت و شادمان می خواهمت
az unjaei ke hamiane ahmadi nejad harekate mardom ro mikhastan be name khodeshun sabt konan, aghaye musavi elam kard dar rahpeymaei emruz sherkat nemikonan va tarafdarane ishun ham sherkat nakhahand kard
aghaye marufi khabare gerdehamaei emruz ro hazf konid
———————-
چشم
هفت کشته در تهران چندین و چند کشته در گرگان ، ارومیه ، تبریز ، اصفهان ، شیراز و … و صدها یا شاید هزار ها مجروح .
امروز آقای ابطحی هم بازداشت شدند .
استاد عاقبت ما چه می شود ؟ نمی دانم !
ربنا و لا تحملنا ما لا طاقتا لنا به واعف عنا والغفرلنا والرحمنا
انت مولانا فانصرنا علی القوم الکافرین
————————————
محمد عزيزم
مردم و بزرگان عاقل مملکت يک طرف ايستاده اند، و آن طرف چاوز برای همتای خود گل می فرستد.
امروز هفت گام عقب نشينی در باند تباهی ديدم که به قدرت مردم ايمان تازه آوردم.
در خبرها بخوان و ببين که هفت گام فرو رفته اند
نمی گم نگران نباش، اما خسته نشو
سلام آقای معروفی
شما میدانید این موومان چندم است؟ خواهش میکنم به من بگویید.دیگر خسته شدم.میترسم با دخترم خداحافظی کنم.اما به کسی که به شعور یک ملت بزرگ توهین کرده باید پاسخ داد. “ دیگر تمام شد به مادرم گفتم برگه تسلیتی برای روزنامه بفرستد“
————————-
اين احمق ترين ديکتاتور تاريخ بشری است که خيال می کند می تواند برابر مردم بايستد و به آنها بخندد.
ديکتاتورها معمولاً با هوشند، ولی اين احمق ذره ای هوش در وجودش نيست.
با همين حماقت هم تمام می شود
عصر ايران :
سخنگوي شوراي نگهبان،شكايات كانديداها از انتخابات رياست جمهوري را كلي دانست.
عباسعلي كدخدايي در تشريح „نقش نظارتي شوراي نگهبان بر انتخابات “ گفت: طبق قانون، هيئت مركزي نظارت بر انتخابات و هيئتهاي نظارت استان، شهرستان و بخش قبل از آغاز انتخابات براي انجام وظيفه نظارتي تشكيل و وظايف خود را انجام مي دهند.
كدخدايي ادامه داد: طبق قانون 3 روز مهلت بررسي شكايت اعتراض ها است اما براي اعتمادسازي بيشتر حاضريم در مهلت 7 تا 10 روز آينده نيز اگرچه اعتراضات كانديداها به صورت مستند و مصداقي باشد بررسي كنيم.
معاون اجرايي و امور انتخابات شوراي نگهبان كه در برنامه گفتوگوي ويژه خبري شبكه دوم سيما سخن مي گفت افزود: برخي كانديداها در شكايت خود اشاره كرده بودند كه نسبت به فضاي موجود بر جريان انتخابات، تقاضاي ابطال كل آراء را دارند كه البته از جهت قانوني اين شكايات قابل بررسي نيست.
كدخدايي تعداد تخلفات دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري را نسبت به ادوار گذشته بسيار كم دانست و دليل اين موضوع را تمهيدات و پيشبينيهاي قبلي شوراي نگهبان در فرستادن هيئتها و بازرسان ويژه و نيز افزودن تعداد ناظران در شعب اخذ رأي دانست.
وي به كانديداهاي معترض اطمينان داد چنانچه شوراي نگهبان پس از بررسي شكايت مستند به اين نتيجه برسد كه اعتراض وارد است حتماً نسبت به تغيير نتايج آراي صندوق مورد اعتراض كه به بيشتر و يا كمتر شدن آراي كانديداها ميانجامد، اقدام ميكند.
سخنگوي شوراي نگهبان تخلفات انتخاباتي را امري طبيعي دانست و گفت: در همه ادوار تخلفات بوده و رسيدگي شده است و شوراي نگهبان از امروز مهلت دارد با اخذ آمار وزارت كشور كه آمار اوليه است، با بررسي انتخابات و رسيدگي به اعتراضات، نتيجه نهايي انتخابات را اعلام كند.
معاون اجرايي و امور انتخابات شوراي نگهبان به كانديداها گفت كه تا زمان اتمام بررسي شكايات، تحمل و صبوري و به نظر شوراي نگهبان كه مرجع قانوني رسيدگي نهايي به انتخابات است، تمكين كنند
آقای معروفی عزيزم، میدونم انتظار خيلی سخته و تحمل میكنيد، درود بر شما.
تنها به خاطرِ اميدی برای رهايی واردِ اين بازیِ سبز شدم و پشيمان هم نيستم كه شناسنامهی پاكم را مهردار كردهام، چون معتقدم بايد حركتی كرد تا تبديل به مرداب نشويم، و اين حركت با جوانان آغاز شد و همه را با خود همراه كرده. سياست كارِ ما نيست، چون بلد نيستيم دروغ بگيم و چون وجدان داريم. نمیدونم آخر چه خواهد شد آيا ديكتاتوریِ محض و دروغ باقی خواهد ماند يا اين حركت به سرانجامی بهتر خواهد رسيد، اميدوارم ، چون آگاهی و بلوغِ فكری مردمِ ايرانِ ما تا حال تحجر و عقبماندگی را قبول نكرده و از دلِ همانها سر بركشيده و هوای تازه میجويد.
اميدوارم هر چه زودتر در ايران ببينمتان.
———————–
سلام پرستوی عزيزم
مطمئن باشيد خواسته های مردم ايران قانونی و به حق است
مطمئن باشيد پيروزی با شماست
همين حالا هم پيروزيد
آقای معروفی،چرا هیچ کی از گروگان گیری تو کوی دانشگاه خبری نداره؟:( بچه ها 3 نفر از انصار رو گروگان گرفتن،انصار هم قرار بوده دیشب خون دانشجوها رو بریزه!بچه ها می گن 4الی15 نفر مردن البته این مال قبل از گروگان گیری ،200 نفر در زیر زمین وزارت کشور زندانی ان،و شکنجه می شن…(اینو یه کی از بچه ها که خانواده شهید بوده و با رابطه از بالا اینو آزاد کردن در حالی که دستش می لرزیده می گفته…)اونایی که با کوکتل مولوتف دارن درگیر میشن،اراذل نیستن،دانشجوان،آقای معروفی،اگه دستتون به جایی می رسه از یکی بخواین از دانشجوها دفاع کنن…توروخدا:((((
————————
مقاله ی من امروز توی تگس اشپيگل چاپ شد.
فردا يک مقاله مخصوص دانشجوها و درباره ی اونها دارم که هر وقت منتشر شد، ميذارمش روی وبلاگ آلمانی م
مخلص شما هم هستيم
راستی،کسایی که دارن از کوی دفاع می کنن،یه چیزی در حدود 200 نفرن…با سنگ و کوکتل مولوتف…شعار بچه ها هم اینه: توپ ،تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد!!!
منو به یاد دارید؟
من همون دانشجوی فارغ التحصیل ادبیات سمنانم.
جایی برای حرف مونده؟
دلم میخواهد به بیست ودوم خرداد88 بازگردم به جمعه خاکستری وانگشتی که رنگی کردم را پس بگیرم ،قدم هایم را به سمت مکان رای گیری پس بگیرم، رائ م را پس بگیرم.
اما خوب که فکر میکنم میبینم باید به نوزده خرداد 64 برگردم به یکشنبه سیاه، به زاد روزم و تولدم را پس بگیرم. چرا که گیرم رائ م را پس دادند، جوانی ام را چه؟ شورو نشاطم را؟ نور هستی ام را آیا باز پس خواهند داد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به کدام طالع شوم زاده شدیم که اینک در وطن خود چنین غریب مینماییم؟!!!!!!!
حتی نمی دانیم ازین فریادها چه نتیجه ای می خواهیم بگیریم1
کسی به این گرگ ها بگوید:
انتظار خبری نیست مرا
دست بردار-ید-از این در وطن خویش غریب.
————————-
غمگين نباش عزيزم
اينجوری هم فکر نکن. اگر رأی نداده بودی حالا مطالبه هم نمی کردی.
همه ی ما ايرانی ها بخشی از عمرمون به خاطر وجود اينها تباه شده.
ولی بخشی هم از عمرمون پر از ارزشه
همه
سلام استاد معروفی عزیز
من حالا نمی خواهم فحش بدهم، که چه بشود؟
این کوتوله که حمام نمی رود، نه می شنود و نه چشم اش سو دارد. پس ناچار باید کارهایمان غلو شده باشد: مثل تئاتر، مثل داستان نوشتن، مقاله نوشتن. و ما داریم فقط چندتایی را انجام می دهیم: مثل استعفای استادان دانشگاه شریف، تهران و… . ریز ریز کردن برگه های امتحانی سر جلسه ی امتحان از طرف دانشجویان دانشگاه شریف. اعتراض خیابانی و شعار دادن. بوق زدن و سبز پوشیدن و چندتایی روزنامه که قبل از درآمدن نابود می کنند. اینها خوب است، اما هرکس اگر با شرایطی که خودش دارد اعتراض کند، با هر توانی که در هر کاری دارد، آن وقت فقط به این اعتراض های انگشت شماری که اشاره کردم خلاصه می شود؟ در فرانسه کارگر به نوبه ی خودش و تاجر و کارمند و معلم و نویسنده و… به نوبه ی خودشان اعتراض می کنند، مثلاً کامو به عنوان یک نویسنده اعتراض کرد با روزنامه ی زیرزمینی و مقاله و نوشتن.
من داستان جدیدم را نوشتم. و ممنون از شما که مقاله نوشتید برای مجله ی آلمانی و صدای همه مان را رساندید. اگر جای شما بودم و هرچه می نوشتم طرفدار داشت و هرچه می نوشتم مورد قبول منتقدان بود و در کل اثر خوبی بود و می درخشید، داستان جدیدی که نوشته ام را می رفتم توی خیابان و بین همه ی معترضان پخش می کردم. اما من که به قلم خودم هیچ اعتماد و اعتقاد ندارم. کاش معروف بودم، کاش معروفی بودم.
به نظر من میرحسین مثل بابایی است که به بچه اش دوچرخه سواری را آموخت. حالا این تازه آموخته بهتر است کمتر نیاز به پدرش داشته باشد، از اینکه مواظبش باشد و زین اش را بگیرد و او سوار و پدر پشت سر بدو بدو دنبالش، مواظب او و خود باشد که نکند این بچه فرمان را سمت اتوبان بگیرد. میرحسین جرقه را زد، دنبال مردم بود، دیروز هم توی جمع شان راه و چاه را نشان داد، حالا فقط قرار دوچرخه سواری ها را باید بگذارد و گاهی خودش هم بیاید ببیند این بجه چقدر خبره شده و آن وقت میرحسین را سوار کنیم که برویم باهم، برویم شاید!.
حالا که ما کم کم داریم به دوچرخه ای که اون دزد سیاه از ما به زور برای بار دوم قاپیده و دارد کیف می کند می رسیم، من را خوشحال می کند.
————————–
آفرين کيهان عزيزم
اين حرف های تو به همه اميد ميده، و مرسی
معروفی جان
جایی خواندم الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم و همچنان چشم در راه تحقق این جمله ام با تلاش مردم
این روزها در همه ی شهرها همه داریم تلاش می کنیم که حق پامال شده مان را بگیریم از دیکتاتوری که همه ی ما را دزد و همجنس باز و کثافت و خار و خاشاک و اراذل و اوباش می خواند… این روزها بغض هامان فرو می دهیم کینه ی اینان را پرورش می دهیم در دلهامان ….
معروفی جان از همه ی دوستانی که در خارج از کشور امکاناتی دارند خواهش کرده ام با تمام امکانات صدای مردم ایران را به گوش همه برسانند.. اینجا همه ی وسایل ارتباطی را قطع کرده اند سرعت اینترنت بسیار پایین است و نمی توانیم به هیچ وسیله ای با هم برای اتحاد ارتباط برقرار کنیم و یا صدایی به گوش دنیا برسانیم
معروفی جان شما ایرانیان خارج از ایران می توانید کمک کنید
————————–
اميدوارم بتونيم
زمان هم گاهی ياری نمی کنه. مثلاً من فردا دو تا مصاحبه ی راديويی و تلويزيونی دارم که به عنوان يک نويسنده ی تبعيدی کمی از اوضاع دانشجوها و جوانها حرف بزنم
بیایید به جای اینکه خشونت های اعمال شده را تکرار کنیم و تو دل همدیگرو خالی کنیم ، به همدیگر امید بدهیم . بیایید هدف ها یمان را مشخص کنیم . بیایید پشت هم بایستیم و هوای همدیگرو داشته باشیم . هموطنانمان مردند ، زخمی شدند ، زندانی شدند ، ولی فقط امید و هدفه که باعث می شه بقیه بمانند .
—————————-
در همين انتخابات و کودتای بعدش، مردم به هم نزديکتر شدند. می بينی که بدون رسانه و اس ام اس چه جوری به همديگه خبررسانی می کنن و هوای همديگه رو دارن
درود بر ایرانیان
آقای معروفی دیکتاتورها دارند عقب نشینی می کنند یا شاید برای حمله بعدی نفس تازه می کنند. ولی به خاطر احتمال بر باد رفتن کل حاکمیت ترسیده اند.
از همه تلاش هایتان سپاس. ما نمی ترسیم و نمی لرزیم ما همه با هم هستیم حتی اگر کشته شویم.
——————–
خدا نکنه اتفاقی براتون بيفته
اونها فرصت فکر تازه ندارن، چون در موضع دفاع اند.
ما ولی فرصت فکر و طرح و راهکار داريم
داداش به خدا دلم گرفته. دارم می ترکم. با تفنگ چوب و چماق ریختن، دارن ملت رو می کشن، دارن به حقوق ما تجاوز می کنن، دارن به خود ما تجاوز می کنن. اون وقت می گن اینا یه عده اراذل و اوباش اند. یه عده مردم از همه جا بی خبر هم همه ی حرفاشونو باور می کنن. ملت رو به جون هم انداختن، با دروغاشون، با کثافت کاری هاشون. دیکتاتور کوچک صاف وایساده و به ریش ملت می خنده.
ولی شعار ما همون چیزیه که یاران دانشجومون می گفتن: «توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد»
کسی که از خدای جون داده می ترسه، از بنده ی … داده نمی ترسه.
——————————————-
دانيال جان
همه ی دنيا، حتا اينجا اين آلمانی ها که تو باغ نبودن، خوب می دونن که اراذل و اوباش خود لندهورهايی هستن که به مردم حمله می کنن.
بيش از صد تا فيلم و عکس ساعت به ساعت اينجا پخش ميشه
همه ی دنيا می دونن، اما در ايران نه. چون رسانه ها خاموش و فيلترند
سلام استاد.براي من عجيبه كه چطور اينا انقدر دارن پشت سر هم اشتباه ميكنن.يعني وقتي تقلب ميكردن فكر اينحاهاشو نمي كردن؟شايدم فكر ميكردن كسي جرات نميكنه حرفي بزنه،يا شايد فكر ميكردن خس و خاشاكيم؟ اما وقتي من جمعيت رو ديدم بلند گفتم يا ابالفضل.درود به غيرت همه ي اونايي كه اومدن.منم تا جايي كه قلب يك شاعر اجازه ميداد رفتم جلو.تا جايي كه ضربه هاش قابل تحمل بود.
————————-
حالا کجاشو ديدی؟
از اين به بعد گاف ها و خطاهاشون اونقدر زياد ميشه که باعث ريزش آرای ديکتاتور کوچک خواهد شد.
دم به دم گشاد ميدن، چون بلد نيستن نرد بريزن
فرداست که برات بنویسم :
نمردیم…گوله هم خوردیم!!!
امشب حکم تیر دادن باسی جان…
تمام شهر گارد ویژه ست…
تمام شهر مسلحه…
فرقی نمی کنه کی هستی و چه می کنی…
می زنند… باتوم… می زنند…
قسم می خورم که اشک نریزم…
حتی 1 قطره…
باور کن…
باشه؟
——————————-
غلط می کنن کسی رو بزنن
تمام دنيا زوم کرده رو شهر و ديارمون
هر حرکتی می کنن بيشتر ملوث ميشن.
تو هم مواظب خودت باش
سلام آقای معروفی عزیز. خیلی جالبه. خیلی جالبه.امروز با سه نفر از دوستان در یک کافه ی تنگ نشسته بودیم و غصه می خوردیم. من دقیقا همین پیشنهاد را مطرح کردم.و البته با توجه به این که 165 فرمانده ی سابق سپاه از میر حسین حمایت کرده اند این هم می تواند پشتوانه ای باشد که موسوی در یک روز خاص همراه مردم به خیابان پاستور برود و کارش را شروع کند.
راستی شما نگران تنهایی موسوی هستید اما هیچ کس به فکر کروبی بیچاره نیست که تمام آبرو و حتی نصف خانه اش را بر سر پیشرو ترین اهداف اصلاح طلبانه ی تاریخ انقلاب گذاشت.(آخرش خیلی حماسی شد .نه؟)
———————————–
فرقی نداره
حالا همه به هم احتياج دارن. هيشکی رو تنها نذارين. به زودی طرفداران سابق رييس جمهور سابق هم به مردم می پيوندند و می فهمن که يارو يک احمق تمام عياره
شرکت گسترده در نماز جمعه؟؟
دوستان نمی دانم چرا به این فراخوان شرکت گسترده در نماز جمعه این هفته „احساس“ خوبی ندارم. نمی خواهم بدبینی القا کنم. ولی تجسم این که حریف غدار „همه“ نیروهایش را با لباس شخصی و کارد و قمه و ساتور به جان ملت بیندازد؟؟، آزارم می دهد. طعمه با پای خودش به مسلخ کسانی برورد که از انجام هیچ جنایتی ابا ندارند!!
حرفمان این روزها شعر می شود، شعرهای مان شعار. شعارهای مان؟ پتکند آقا. شعارهای مان، شعار به مفهوم مصطلح ِ عامیانه نیست، شعارند. از شعر می آیند. و شعر؟ از شعور. شعور آدمی را با چه می شود نابود کرد؟
تصدقتان…
……………………
چه غمگین می گذرند این روزها !
این روزها
که بهای عشق،
یک گلوله است.
بهای گلوله،
یک پشیز!
abbas jan salam
man in ro taze didam . baraie kasani ke sokhanan palizdar ra nashenidan alist. address : http://www.rso.blogfa.com/post-166.aspx
agar maslahat midani . vagarna tamame inha baiad javab dade shavad .
———————–
ممنون
سلام دوست عزیز
دوشنبه با ترس به تظاهرات رفتیم و حضور مردم غافلگیرمان کرد، موج موج انسانها از هر قشر و سن و شرایطی، باور کردنی نبود، میر حسین و کروبی رو دیدیم و دل گرم شدیم، سکوت کردیم، دست ها را بالا گرفتیم و به آرامی راه رفتیم و همه متعجب بودیم که ما این همه انسان های هم دل، دیده و شنیده نمی شویم. با این که گفته بودند حکم تیر دارند با این که گفته بودند غیر قانونی ست و ما همه انسانهای قانون مداری هستیم، با این که باتوم ها را دیده بودیم و خبر به خاک و خون کشیدن دانشگاه ها را شنیده بودیم ولی ما یک موج میلیونی سبز بودیم، من در روزهای انقلاب به دنیا نیامده بودم ولی داستان همان داستان بود، مردم در کوچه های اطراف بیرون آمده بودند، برایمان آب آورده بودند و ما را با خنده چشمانشان همراهی می کردند، از بالای ساختمان های کنار خیابان برایمان دست تکان می دادند و دانشجویان شریف برایمان سرود خواندند، نمی دانم چگونه این جمع را راضی خواهند کرد، یا چگونه آن را خفه خواهند کرد، شادم از این که تنها نیستم بلکه میلیون ها نفر هستم.
استاد عزیز خبر رسانی در این جا کمتر و کمتر می شود و حتا دو روز است که نمی توانم ایمیلم را باز کنم، در بعضی مناطق تهران دیش ماهواره ها را جمع می کنند، خبرنگاران خارجی را بیرون کرده اند و موبایل ها در شب قطع است، می خواهند خفه شویم و صدایمان به هیچ جا نرسد، ولی همیشه راهی پیدا خواهد شد، و ما هنوز امیدواریم.
به امید سبزی ایرانمان.
اي جان هي !جناب آقاي معروفي البته قبول دارم كه اين مسئله مسئله اي نيست كه كسي بتواند در آن دخالت نكند هرچند سيب زميني باشد . اما من ياد روزي افتادم كه به خاطر شما گريه كردم . روز تولدتان بود و نوشته بوديد كه اصا اهل سياست نبوده ايد و از سياست بيزار بوده ايد اما روزگار بد كردار باعث شد به جرم سياسي كاري آواره ديار غربت يا همچه چيزهايي بشويد.و حالا ميبينم كه راست است شما زياد اهل سياست نيستيد.
———————————–
عزيزم
اين نظام زندگی عادی را سياسی کرده و با آن برخورد می کند.
سلام بر عباس عزيز
اميدوارم كه حالت خوب و خوش باشد ولي ميدانم كه اينطور نيست
من جزء كساني بودم كه اصلا در انتخابات شركت نكردم . چون از اول ميدانستم كه همه انها وقتي به تاييد رژيم رسيده اند چنگي به دل نميزنند .
ولي گويا سر منافع به جان هم افتادند و موضوع بيخ پيدا كرد .
بعد از اعلام نتايج ولي با اين حركت مردم موافقم . چون يك حركت ضد زور و ضد دروغگويي و وقاحت است .
حتي خامنه اي اينقدر عقلش نميرسد كه اين احمدي نژاد حتي به خود او هم رحم نميكند و او را هم كله پا ميكند.
خيلي خوشحال شدم كه در صفحه بي بي سي نظر شما رو ديدم .
به هر حال كشورهاي پيشرفته غربي هم به فكر منافع خودشان هستند و اصلا برايشان مهم نيست كه چه كشتاري در ايران پيش ميايد . و مطمئنا ادم كم خرد و جاه طلبي مثل احمدي نژاد كوتاه نميايد و به سركوب وحشيانه مردم مي پردازد .
يك درخواستي از شما داشتم كه اين اخبار و عكسهاي ايران را به گوش و چشم هنرمندها و هنرپيشه هاي معروف و مشهور جهان برساني و كلا انهايي كه محبوبيت زيادي در بين انسانهاي كل زمين دارند .
بايد بفهمند كه اين دولت چقدر وقيحانه دروغ ميگويد و در ظاهر نشان ميدهد كه هيچ خبري در ايران نيست و خيلي با تبليغات در سطح جهان سعي ميكند خودش را موجه و نماينده مردم بشناساند .
دليل حرفهاي من اينكه اگر دولت راست ميگفت چرا تمام سيستمهاي ارتباطي را مختل كرده است . چرا مبايل و تلفن و اينترنت را قطع كرده است چرا مجوز خبرنگارهاي خارجي را قطع كرده است ؟ چرا انتنهاي در حال جمع كردن آنتن هاي ماهوار ه اي هست ؟
كاملا مشخص است كه مي خواهد راههاي ارتباطي بين مردم با هم و ارسال خبر به خارج از كشور را ببندد تا به قتل و عام مردم بپردازد و در ظاهر هم وقيحانه دروغ بگويد كه همه جا در امن و امان است .
به قول فردوسي :
ز بد گوهران بد نيايد عجب ……. نشايد سياهي ستردن ز شب
به كشورهاي غربي هم اميدي نيست . چون به فكر منافع خود هستند .
بايد منافع آنها را در جاي ديگري تامين كرد . اگر هنرمندان محبوب جهاني و طرفدار حقوق بشر اعلام كنند و مردم جهان رو آگاه كنند منافع دولتهاي آنها در همكاري با دولت احمدي نژاد نخواهد بود و براي حفظ ظاهر هم كه شده اعتراض خواهند كرد .
باري سرت را درد نياورم بايد تلاش كرد به هر حال فريدون تويه اين سالها بيكار نشسته ! اون موقع سه پسر داشت … باز هم پسر زاييده .
—————————-
به هر حال بايد کنار مردم ايستاد
و من خوشحالم که ايرانی ها دارن به هم نزديکتر ميشن
آقای معروفی عزیزاگر آن روز را میدیدی که شکوه و عظمتی داشت.مردم با هم همدل و همصدا بودند. همه بدون هیچ گونه خبررسانی درستی باهم هماهنگ بودند روزی که موبایل قطع بود اس ام اس قطع بود اینترنت کم سرعت ویا گاهی قطع بود و تلفن ها هم که حتما شنود میشد. همه بودند. هر کسی که می خواست شعار بدهد مردم آرامش می کردند. بی نظیر بود. از گیشا تا آزادی را پیاده رفتم. چمران – توحید ازادی و بعد میدان آزادی. انتهای جمعیت از میدان امام حسین هم رد شده بود. از جلوی سردار رادان با آن هم دبدبه و کب کبه اش گذشتیم. هیچ کس شعار نداد. هیچ کس بی احترامی نکردن. سرباز های گارد فقط کنار درورودی راهنمایی و رانندگی واقع در خیابان آزادی ایستاده بودن. اصلا درگیری نشد. همه جمعیت یک دل بودند. هیچ کس جز به حفظ سکوت به هیچ چیز فکر نمی کرد. از درونم فریاد می زدم از تمام سلول های بدنم فریاد می کشیدم. به جای همه کسانی که نبودند هم فریاد زدم اما از زبانم خارج نشد. دردرونم شور و شوقی بود. لبهای همه بسته بود. فقط می گفتند هیییییسسسسس. شاید باورت نشود ولی همه راه را به تو به ایرج به مجید امانی به همه کسانی که ناگهان مثل امروز های ما آشوب گرو ضد انقلاب شدند فکر کردم وبا تمام وجودم علامت پیروزی را با دو انگشت بالای سر بردم. همه راه را به تو فکر کردم. واینگه اگر اینجا بودی چقدر این مردم بیشتر می شدند نمی دانم جمعیت را چقدر اعلام کردند ولی خودت فکر کن از آزادی تا انقلاب – فردوسی – فلسطین – امام حسین – و تا نرسیده به تهران پارس. از آزادی به سمت اریا شهر – تا پونک ……. بعد از سخنرانی موسوی همه چیز عوض شد . لباس شخصی ها بودندو مردم بیچاره و صدای اصابت باتوم ها برگوشت تن مردم. داداشی نمی دونی چقدر بودن. اما شدن یه مشت آشوب گر. هر روز مردم با تمام وجود می یان ولی تاکی ؟ چرا هیچ کسی مسئولیت این حرکت رو به عهده نمی گیره. ما مگه چی می خوایم؟ ما فقط خودمون رو می خوایم. یه جای راحت برای زندگی کردن. جات خالی . . تا اونجا که می تونی به آلمانی ها بگو ما این هایی نیستیم که دنبال اون مردک راه می افتن و سیب زمینی میگیرن. اونایی که شعار میدن و ماشین می شکونن. به همه بگو. شاد باشید
———————–
کاش کنار شماها بودم
حکایت ما شده حکایت سوجی… اندیشه هامون مثل کتاب های سوجی سوخت… یه بار دیگه سمفونی مردگان رو برای ما بنویسید
—————————
دلم می خواد برای اين مردم يه داستان عاشقانه سراسر شادمانی بنويسم
ولی…
سلام…
من از دانشجوهای دانشگاه تبریزم… میدونین وقتی عده ای ازدانشجوهای دانشگاهمونو بازداشت کردن یاد چی افتادم؟ یاد حرفهای پاسبون … یاد آدمایی که با خاطر داشتن کتابهای دارای اسم میادینی خاص متهم می شدن.. یاد سمفونی مردگان…
خیلی وحشتناکه … سه روز دانشگاهمون تو محاصره ی گارد ویژه بود … و ما از پشت میله ها شعار می دادیم… اینجاااا شده فلسطیننن شما چرا نشستین… و سرهنگای نیروی انتظامی از جلو نیشخند می زدند و گارد ویژه بیشتر بشتر می شد…
عده ای دانشجوهامونو گرفتن .. عده ای هم خونه ی دوستاشونن چون در حال تعقیبن! چند نفرو تو چهار راه آبرسان نزدیک به دانشگاه کشتن… یکیش یه پیرمرد بود که با موتورم از روش رد شدن…
حراست دانشگاه هی تحریک می کرد بریزیم بیرون تا کتک بخوریم! به خونه هامون زنگ می زدن که بچه هاتون اغتشاش ایجاد می کنن!
بالاخره تیر خلاص رو زدن… دیروز اعلام شد دانشگاه تبریز برای یک ماه تعطیل است و خوابگاه ها هم تا ساعت 8 امروز صبح تخلیه بشه!
می خواستن که حتی نتونیم از پشت میله ها داد بزنیم … تحصن کردیم جلوی مسجد دانشگاه… گارد ویژه و نیروی انتظامی بهمون یه کم فرصت داد تخلیه کنیم یا میریزن تو…
عده ای رفتن … تعداد کمی مونده بود … چون اکثرا دوستاشون بازداشت شده بود … عده ای هم رفتیم … می دونستیم این وحشیا به هیچکس رحم نمی کنن … عده ای هم در حال شعار دادن داشتن می رفتن که نیروها ریختن تو…
بقیه شم یه سناریوی تکراری…
…
———————————–
من سعی می کنم صداهای شما رو جای مناسبی پژواک بدم
اميدوارم اجازه بدين
basi jan
man delam sakht gereftast az in mehman khaneye mehman koshe roozash tarik.
—————————
روزگار خواهد گشت، دل بد ندار
اگه قراره بجنگیم به خاطر میرحسین موسوی و میرحسین های موسوی نیست.ازین جمله که فلانی تهناست بهمانی تنهاست منزجرم.از بس که برای همه استفاده میشه.ما غیرت وطنمون رو داریم و به خاطر حقمون به خاطر وطنمون به خاطر جوانها و جوونیم اعتراض و پایداری می کنیم.میرحسین موسوی الان یادش اومده که تو این کشور حق اجرا نمیشه.این آقا منو یاد کاوه می ندازه.همونی که وقتی قرار شد مغز فرزند خودش خوراک ضحاک بشه شورش کرد و پیش از اون مرگ جوانان دیگه ی مملکتش رو ندید.خواهش می کنم باز هم برای مردم بت نسازید .باز هم می گم:ما حقمون رو طلب می کنیم نه به خاطر موسوی…
سلام
امروز دلم پر از غصه است. هیچ کس جوون ها رو حمایت نمیکنه
ما میمیریم . له میشیم . خرد میشیم و بقیه از دور به ما نگاه میکنن. از دور چه میشه کرد؟
اینجا هم مردم هیچ ندارند . یعنی ما تا کی بمیریم؟ شما تا کی محکوم کنید؟
حداقل از ایران نفت نخرید . تحدید نظامی هم کاری از پیش نمیبره؟
حتی بازار هم از مردم حمایت نمیکنه . پس ما می میریم . شما نگاه کنید
آقای عزیز ای میل هم بسته است. التماس میکنم کمک کنید . تنها جایی که تونستم پیدا کنم اینجاست
از طرف من ازشون بپرسید که شما چه کاری از دستتون بر میاد؟
دسته دسته جوودها رو گرفتن و بردن . اگه مردم زورشون نرسید چی کار میکنید؟
از دور چه میشه کرد؟ یعنی ما تا کی بمیریم؟ شما تا کی محکوم کنید؟
حداقل از ایران نفت نخرید . تحدید نظامی هم کاری از پیش نمیبره؟
حتی خدا هم ساکت نشسته . اصلا هست؟ اگه هست این همه ظلم چراااا؟
سلام.دوستان دنیا کوچیکتر از اونه که اینهمه غصه توش جا شه.منم مثل شما فکر میکردم تا جایی که رسیدم به اینجا که خاتمی که خوبشون بود چه کرد که حالا موسوی چه گلی به سرمون بزنه.واقعا این همه تلاش موسوی فقط برای مردمه؟؟؟؟
——————–
واقعاً شک دارين؟
اينهمه آدم کشته ميشن به خاطر موسويه؟
نه.
همه هدف بزرگتری دارن که اعتلای انسان يکی از اونهاست
و سربلندی ايران
ببین گفتم که تو که نه موسوی را قبول داری و نه احمدی نزاد را بهتره سکوت کنی.
وطن در خون است سبز و سرخ و … سیاه
تن برادرم تن خواهرم در خاک غلتید. مادرم بغضش را قورت داد…
استاد گرامی بیانیه شما و همراهان و همکارانتان قوت قلبیست برای ما که از نزدیک بوی خون را هر روز و هر شب به سینه فرو می کشیم و بغض هایمان را در نمی دانم کجا به زور خاک می کنیم
———————
دست ما کوتاه است
سلام.این روزها کار ما شده بغض کردن و گریه کردن.فریاد زدن.همه ملت ایران افسرده شدن.چرا مردم مارو هالو فرض کردن؟راهپیمایی ها که ادامه داره کشتن جوونای ما هم ادامه داره.اگه یکی از این لباس شخصی ها دستم بیفت سلاخی اش میکنم.یکی از این مامورای انتظامی عکس العملش در مقابل آمار بیمارستان امام خمینی که تعداد کشته هارو داده بود این بود:اشکالی نداره.حقشون بود.
میخوام دعا کنم که ما حق این آدمای پست رو که واسه مقام و چاپلوسی جوونارو از خانواده هاشون میگیرن و به هموطنای خودشون رحم نمیکنن رو بدیم آنچنان که خودشون لایقش هستن.
————————————–
کسی که حاضر شد به روی مردم اسلحه بکشه و خون بريزه، عواقب وخيمی در پيش خواهد داشت
من نه حامی احمدی نژاد هستم و نه موسوی جالبه هردو طرف همدیگه رو به بی قانونی و به دیکتاتوری محکوم میکنند ولی هردو هم دیکتاتورند و هم بی قانون در تمام نظرات اعلام شده همش حرفهای موافق خودتون گذاشتید یا شاید اصلا همش حرفهای خودتون اونش به یک کنار چون نمیگذارند حرف بزنید این یکذره جای توجیح داره اما حالا دیگه چرا دروغ؟!!…
——————–
زهرا خانم
من نيازی به توجيه ندارم
شما هر جور دلتون ميخواد توجيح کنين
متاسفم که حرفهای آدم های خود فروخته را گوش میکنید مگر نمیدانید این مملکت مال امام زمانه (عج )ومردمش تابع ولایت ولی فقیه چرا به رای مردم احترام نمیگذارید تاکی دنبال هوای نفس بدا به حال شما که اگر کمی به فکر مرگ بودید این اراجیف را نمی نوشتید „داود“
تو برای میرحسین،یک ایرانی پایبند به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی تصمیم نگیر.
خیلی خودستا و سانسورچی هستی معروفی.یک روز یک داستان بنویس با محوریت شخصیت خودت و بگو چقدر دو رو هستی.با کامنت هایی که از فیلترت رد می شوند .می بینی همه مردم اینهایی که برای تو وامثال تو کامنت تایید می ذارن نیستند.راستی راستی برات متاسفم.
ببین بفهم کار با شعار های تو وامثال تو درست نمی شه.پس کوتاه بیا تا مردم نیامدند آلمان و از رختخوابت بکشندت بیرون!!
کاش امام بود و این روزها را به میر حسین می دیدد که چه کسانی پشتش افتاده اند وسنگش را به سینه می زنند!!!
عجب دوره و زمانه ای شده.کاش میرحسین هرچه زود تر از خواب غفلت بیدار شود.
سلام عباس معرفي عزيز
من رو يادت نميآد، ميدونم.
بعد از خوندن „سمغوني مردگان“ اومدم و پيام دادم و از اعتقاد دوستم نسبت به شما( كه گفته بود عباس معرفي جرثومه ي فسادِ) گفتم و شما با ابراز تاسف براي اون دوست متعصب و كوتاه بين، من رو به خوندن „سال بلوا“ دعوت كرديد.
خب „سال بلوا“ رو هم خوندم.
نه ميخوام خودشيريني كنم و نه غلو.
اما آنچه شما را از تمام نويسندگان مشهور ايراني-هر كس كه داستاني و رماني نوشته- تمييز ميدهد و به اعتقاد من آنها نيز بايد به آن اذعان كنند اين است كه:
„خلق اثري تا اين حد جاودان و موفق كه تمام وجود انسان را فرا ميگيرد و با روح انسان حرف ميزند و درد „زن“ را ماهرانه به تصوير ميكشد حال آنكه خالق اثر، جنسيتي مخالف با شخصيت داستان و قشر مورد بررسي دارد، ستودني ست“
در جاي جاي كتاب با تو و نوشا غصه خوردم و در انتها اشك ريختم.
علاقه ي به شما-البته به شخص شما نه جهت گيري فكري و سياسيتان كه كاملا متضاد من است- تا جايي مرا كشاند كه حتي كتابي كه هرگز اجازه ي چاپ نميگيرد( فريدون سه پسر داشت) را هم خواندم.
در كل اينطور بگويم كه:
شيفته ي شما و قلمتان هستم.
اما! حرف ها دارم با تو.
معروفي عزيز قبول كن در عمل به شعار هايت متناقض پيشرفته اي.
مگر تو نبودي كه در „فريدون سه پسر داشت“ وهمين „حضور خلوت انس“ حرف از اين زدي كه تو غواصي ميكني نه موج سواري؟
پس چه شد؟
اين چه جور غواصيه كه غرق شدي؟ نه! تو غواصي نميكني،
برخلاف گفته ت تو موج سواري، آنهم يك موج سوار ناشي!
خوشبينانه ترين فكري كه ميشه كرد اينه كه تو رو يه موج سوار ناشي معرفي كرد نه يه „ناخداي ماهر“
من با تو حرف ميزنم معرفيِ بزرگ، نه با خوانندگانِ „حضور خلوت انس“
پس نيازي هم نيست كه تعابيري كه ميدانم دركشان ميكني را توضيح دهم!
ما هردو از „لرد و مستر ملكوم“ بيزاريم، نيستيم؟
پس چرا ناخواسته (بازهم تاكيد ميكنم در خوشبينانه ترين وضع تفكرم نسبت به شما هستم) پاي آنها را باز كنيم؟
معروفي!
بيا و برگرد، به خودت، به آرمانهايي كه برايش جان ها داده ايم، به وطن پرستي…
باور كن جاي جاي بدنم آتش ميگيرد وقتي حرف تو (ناخواسته!) با حرف گرگ ها(امريكا، انگليس و…) همسو ميشود.
راستي هنوز سر حرفت هستي كه استبداد شاه را برد و شيخ را آورد؟
اگر هستي پس خواهشا اينقدر متناقض نباش،
يعني ميخواهي باور كنم كه تو هم به نورانيت دهه ي 60-چيزي كه بارها و بارها مير حسين از آن سخن گفته- ايمان داري؟
مگر تو نبودي كه هيتلر و صدام و خميني را در يك رديف قرار دادي؟
پس چه شد كه تا اين حد سرسپرده ي زير دست او شدي؟
من اگر ندانم لااقل تو ميداني كه چه نورانيتي داشت دهه ي 60!
قبول كن كه غواصي نميكني!
چون غواص با موج هاي دريا كاري ندارد، راهش را ادامه ميدهد
اما موج سوار، آنهم موج سواري كه سقوط كرده و غرق شده با هر موجي به اين سو و آن سو ميرود
جهت گيري فكري ش تغيير ميكند!
امروز مصلحت است كه به ميرحسين نزديك شويم، فردا كروبي، شايد فردا تر عاشق آرمانهاي خميني!
كسي چه ميداند؟ و اصلا „چه اهميت دارد“؟
گفتي كه نبايد به شعور مردم توهين كرد
پس سر حرفت بمان!
ما خون بدهيم كه چه بشود؟ كه مير حسين بيايد؟ كه بازگرديم به دهه ي نورانيه 60؟
به كدام منبع خبري تكيه ميكني؟ تو كه بهتر از من ميداني كه فارس و بي بي سي هردو منافع خود را دنبال ميكنند و در راستاي اين منافع از هيچ دروغي كوتاهي نميكنند.
نميخواهم ناراحتت كنم عباس عزيز
اما چهره ي سياسي تو و امثال تو كه ما را تنها گذاشته ايد و در شكم سيري براي ما تكليف تعيين ميكنيد بسان شعار نوشتن پشت در توالت است
كدام انقلاب؟ از چه حرف ميزني؟
اگر ماييم كه در اين كشور نفس ميكشيم، اگر ماييم كه براي صلاح خود راي ميدهيم از انقلاب بيزاريم، ميميريم براي مسالمت
تا كي ميخواهيم به ادبيات بيرحم شريعتي تمسك كنيم؟
كاش شريعتي زنده بود تا اين فرهنگي كه در آن زمان كارآمد بود اما در اين زمان مضر و كشنده، اصلاح ميكرد
چرا براي ما از امام صادق و امام باقر نگفت؟ چرا نگفت كه امام حسين(ع) و امام صادق(ع) نور هاي واحدي هستند و ما همانطور كه ادبيات انقلاب را از حسين(ع) ميآموزيم ادبيات سازش و مسالمت را نيز بايد از امام صادق بياموزيم؟
يا بميريم يا بميرانيم؟
تو اين را براي هموطنانت ميخواهي؟
اينكه هرروز جواني را ببيني به خاك و خون كشيده؟
چه فرقي ميكند كه حوزوي باشد يا دانشجو، نظامي باشد يا غير نظامي و يا هركس ديگر؟ ايراني ست مگر نه؟
برگرد معروفي.
به خودت برگرد.
——————————
علی عزيزم
سلام. عجيب است با شروع نامه ات يکباره به پانزده سال پيش پرتاب شدم. و حالا هم به تو می گويم باز زود قضاوت کردی. دو تا رمان دست ارشاد دارم که اگر مجوز بدهند و منتشر شود، توصيه می کنم بخوانی. و بعد داد سخن بدهی.
به من اصرار داری که برگردم. به کجا برگردم؟ برگردم ايران که بروم زندان؟ من حکم دارم و بايد به محض ورود بروم تو. و مگر روانی ام که برگردم زير دست بازجوها؟
شايد هم منظورت از برگشتن به آرمانهای شماست؟ آرمان های من را از زبان ايرج خواندی و ديدی. من ايرجم. پسر ايران که در عمرم حتا يک اعلاميه دستم نگرفتم. پادو هيچ حزب و سازمانی نشدم، اسير دلم بودم و آنچه دلم گفت نوشتم، آن هم با تمام اشک هام و قلبم. من ايرجم. و پرسش مامان را برای تو هم تکرار می کنم؟ ايرج خرابکار مسلح بود؟
و تو فکر می کنی من دنبال ميرحسين راه می افتم؟ من با طناب پوسيده ی خاتمی به آسمان نرفتم که حالا با ريسمان نخ نمای احمدی نژادی که براش سينه چاک می کنی به چاه بروم. و اين را هم می دانی که دهه ی شصت با اينکه هنوز غبار جنگ بر سر شهر سايه انداخته بود، ولی آدينه ای بود، گردونی بود، دنيای سخنی بود، و خيلی چيزها بود. الان بجای همه ی اين نشريات و کتابهای قلع و قمع شده، جنده خانه ها و شيره کش خانه ها برقرار است، و نشريات فانوسی بر سر درشان حتا پت پت نمی کند.
اگر به جنبش سبز اميد بسته ام به اين خاطر است که مردم چنين خواسته اند، و براش جان داده اند، و حتا ميرحسين دهه شصتی را تطهير کرده اند و پذيرفته اند که اين يار امام شان رهبری شان کند، و من کسی را حالا بهتر از او نمی شناسم که به مردم معرفی کنم.
دکتر سامی را که هيچکس مسلمان تر و صادق تر از او نبود همان سال ها به طرز فجيعی کشتند. قاتل، جمجمه ی دکتر سامی را شکسته بود و مغزش را مثل سوپ به هم زده بود، بعد هم گفتند که قاتل در اهواز در يک حمام خود را به دار آويخت.
انگار کسی نمی داند که قاتل بعدها رييس جمهور شد تا با تقلب گسترده ملت را نقره داغ کند و با زور بر مردم حکم براند و بهشان بخندد.
حالا برگردم؟
شايد بهتر است رمان های تازه ام را بخوانی. بعد با هم حرف می زنيم. اگر البته اجازه ی نشر بگيرد در اين مملکت همه جاش تعطيل.
اگر هم مجوز نگرفت، به جهنم. همين جا منتشرش می کنم.
آخر حالا چاپخانه ی بسيار خوبی دارم که هفته ای يک کتاب در آن چاپ می کنم.