To provide the best experiences, we use technologies like cookies to store and/or access device information. Consenting to these technologies will allow us to process data such as browsing behavior or unique IDs on this site. Not consenting or withdrawing consent, may adversely affect certain features and functions.
The technical storage or access is strictly necessary for the legitimate purpose of enabling the use of a specific service explicitly requested by the subscriber or user, or for the sole purpose of carrying out the transmission of a communication over an electronic communications network.
The technical storage or access is necessary for the legitimate purpose of storing preferences that are not requested by the subscriber or user.
The technical storage or access that is used exclusively for statistical purposes.
The technical storage or access that is used exclusively for anonymous statistical purposes. Without a subpoena, voluntary compliance on the part of your Internet Service Provider, or additional records from a third party, information stored or retrieved for this purpose alone cannot usually be used to identify you.
The technical storage or access is required to create user profiles to send advertising, or to track the user on a website or across several websites for similar marketing purposes.
21 Kommentare
تعداد كتاب هايي كه دو بار خوانده مشان سه يا چهار تا بيشتر نيستن. كتاب „سمفوني مردگان“ شما رو پنج بار خوانده م و هر بار، موومان چهارم رو دو بار.
پاينده باشيد.
سلام
راه سختي است . عاشق شدن بر خدايي كه حتي محرابي براي زانو زدن زانوهاي خميده از عشقت ندارد. راه سختي است .
اما حس بودن اين خدا و حس شنيدن گاه به گاه صداي نفس هايش به همه دنيا مي ارزد.
به همه دنيا…..
واقعا عالی می نویسید
سكوت روشنفكران
كيوان صميمی
(مديرمسئول ماهنامهی توقيفشده نامه)
بنظر میرسد میبايست فعالين سياسی و مدافعان حقوق بشر اعتراضات فراگيرتری نسبت به فشارهای شديدی كه بر دانشجويان دگرانديش وارد شدخ است به عمل آورند.
دانشجويان بستر اصلی جنبش دموكراتيك ايران را فراهم میآورند و سزاوار نيست نيروهای دموكراسیخواه به تضييق فزايندهی حقوق اين قشر ارزشمند توجه درخور نشان ندهند. يورش به ظاهر قانونی كه هفتهی گذشته به دفتر سازمان دانشآموختگان (ادوار تحكيم) انجام شد و دستگيری دانشجوی فرهيختهی تازه فارغالتحصيل، دكتر مهندس كيوان انصاری، نشان آشكاری از پروژهی مهار جنبش دانشجويی است.
نشان ديگر عدم ثبتنام دانشگاه صنعتی اميركبير (پلی تكنيك تهران) از دانشجويان موثر آزادیخواه است كه تنها به علت دگرانديشی و دگرباشی در آستانهی محروميت از تحصيل قرار گرفتهاند.
نشان ديگر فشارهای گسترده بر بسياری از تشكلهای موثر دانشجويی و تحديد بسياری از دانشجويان شهرهای مختلف است.
نشان ديگر محروم كردن تعدادی از دانشجويان سراسر كشور است كه در دوران تحصيل كارشناسی به برخی دستورات حاكميت تن نمیدادند و اكنون عليرغم قبول شدن در رقابت نفسگير كنكور كارشناسی ارشد، موانعی برای ادامه تحصيلشان ايجاد شده است.
نشان ديگر اين است كه تندروهای دورن حكومت با زندانی كردن غيرقانونی مهندس موسوی خويينی و سپس فشارهای شديد جسمی و شنكجهی روحی بر اين مبارز مقاوم و با سابقهی دانشجويی اين پيام را به اپوزيسيون قانونی داخل كشور میدهند كه دست از متشكل كردن فعالان دانشگاهی بردارند. همانگونه كه اين تندروها در زمان دولت خاتمی با زندانی كردن تقی رحمانی ، رضا عليجانی و هدی صابر عين همين پيام را به مخالفان قانونی جمهوری اسلامی منتقل كردند.
اگر امروز ما نيروهای اپوزيسيون، با شفافيت از حقوق حقهی نيروهای فعال دانشجويی حمايت موثر نكنيم روزی خواهد آمد كه پروژه سركوب، نه تنها دامن ما بلكه دامن اصلاحطلبان درون حاكميت را هم خواهد گرفت. پاشنهی آشيل حركت دموكراتيك مردم ايران تحزب و تشكل است و فعالين سياسی و اجتماعی میبايست هزينهی متناسب با اين امر مهم را بپردازند.
تندروهای تماميتخواه كه بخش قابل توجهی از حاكميت را اشغال كردهاند در دورن حكومت با آن دسته از تندروهايی كه كمی هم به مصلحتجويی روی آوردهاند، دچار اختلاف هستند. فعاليت مسالمتآميز، پيگيرانه، علنی و شجاعانهی اپوزيسيون، بدون اين كه بر هيچ طيفی از جمهوری اسلامی صحه گذارد، میتواند به انزوای تدريجی تندورهای سركوبگر منجر شود.
عيرغم اين كه بسياری از ساختارهای جامعهشناختی و برخی از شرايط داخلی و خارجی، آرام آرام در جهت اين انزوای تدريجی هستند، ولی اگر به دترمينيسم دلخوش كنيم و نقش كنشگری مثبت را فراموش كنيم، كنشگری منفی در كوتاهمدت – و حتی در ميان مدت – فجايع و ويرانی های زيادی را رقم خواهد زد. در اين صورت، بیعملی ما شريك جرم جرم عمل سركوبگران خواهد بود.
… زانوانم مي خمد بانوي من ..پيش تر بيا قدري.. آن همه دور از دستي ..دور از نگاهم نباش..
خسته نباشد.
واقعا محظوظ شدم. بعد از مد تها يه شعر خوب تو نت خوندم.
يك دنيا ممنون استاد.
بازم سوال دارم!!
گر چه می دونم اینم مثل باقی سوال ها تایید میکنی و میره تو بخش نظرهای این نوشته. طوری که انگار یک سطر شعر بوده .
شوخی با مزه ایه بهش علاقه مند شدم
من بپرسم و تو تایید کنی
ما برای چی می نویسیم؟
چرا معروفی می نویسه؟
چرا همه دارن می نویسن؟
احساس میکنم دنیا رو یک جور جنون نوشتن برداشته
راستی یک عکس دارم که می دونم اگه ببینیش خوشت میاد
شخصیت های اصلی کتاب کلیدر
گل محمد و خان عمو و….. که جنازه هاشون رو آویزون کردن و قشون دولتی هم دورشون فاتحانه ایستادن و عکس گرفتن
دوست داشتم برات بفرستم اما نمی دونم چه طوری؟
ماهی سياه کوچولو،
سلام. عکس را می توانی برام ايميل کنی. و ممنونمو من البته عکس را در خانه ی آقای دولت آبادی ديده ام. ولی بد نيست داشته باشم.
در مورد سؤال ها و جواب ها، شايد اگر با دقت بخوانی قبلاً گفته ام. ماهی سياه کوچولو ويژگی اش جستجو، و کند و کاو بود. يادت هست؟
با مهر/ عباس معروفی
نه دیگه اینجا کسی عاشق نمیشه !!
اگه هم میشه باید به نفعش باشه !!
گذشت دوران عاشقیت….
دوران بلا روزگاری بودن این عاشقیت!
سلام
ما را هم ترك نكنيد استاد
عاشقانه هايت هم كم از قصه هايت ندارد.عسل را چشيده اي؟
„دلم به اندازه تمام عصرهاي دلگير گرفته“
گاهي تنها شعرهاي تو است كه مرا به بودن روزن نوري از عشق اميدوار مي كند.
باز هم بنويس كه اگر اين كوره اميد از من گرفته شود خواهم مرد
بنويس تا بمانم
بنويس تا توان نفس كشيدنم باشد
مدتهاست که نه/
سالهاست/
تو را از نگاه هايت می دزدم/
برای تنهايی ام./
_ وحيد اقا كرمي_
اين كافي است براي اين كه دليل بياورم////تا اخرش همين است/نگاهت/ به لرزه ام مي اندازد/ ////////را خوب مي فهمم
سلام.
شعر زيبايي بود بخصوص اخرهايش. كه مرا ياد اين طرح كوچك بالايي انداخت. البته از خودم_ ستاره سياه يا همان سحر نقيلي _ نيست. از پسرك است.
چرا ياد اين طرح افتادم؟؟؟ شايد چون دلتنگ نگاهها مي شويم. چون بي قرار نگاهها مي شويم. چون سرشار از نگاهها مي شوم. چون به نگاهها دل مي بنديم و با ان زندگي مي كنيم.
راستي ادرس وبلاگمان را برايتان مي نويسم. مي دانيد كه ديدنتان در انجا چقدر خوشحالمان مي كند.
http://www.sayeha.persianblog.com
سلام استاد
بايك داستان طنز به روزم
هميشه ازنوشته هاي شما لذت ميبرم
سلام
باز هم كه…
اينها دارند زلال و زلال تر مي شوند.
دارند رنگ مي بازند و هي به نور نزديك تر ….
امشب باز از آن شبهاست
باران میبارد و چتر من درحمام هرگز باز نمیشود
صدای جیک جیک قورباغه ها در کنار اطاق خواب دختر همسایه
وحشتناک به گوش میرسد
اما من نمیشنوم، شاید نمیخواهم
میخواهم بخوابم ، بند کفشهایم را محکم میبندم
از ترس کفاش محله که آنها را با میخ هایش سوراخ نکند.بیچاره کفاش
محل امروز مرد
زبان کلاغ ها را میفهمم
میدانم در حال پرواز است.میدانم؛ پرواز کردنش را دیده ام
جوراب های من بو میدهد
من نمیتوانم با او پرواز کنم
پاهایم تاول زده،من تب دارم!
وقتی در زیر دریا بودیم هیچ وقت عرق نمیکردم اما الان ..!
شاید راه رفتن را فراموش کرده ام
پا به خشکی گذاشت
من از خشکی به دریا آمدم تا خیس نشوم
به دنبالش در خشکی!
خشکی کجاست؟
اگر ممكنه ميخوام نظرتون رو بدونم
„پریدن من “
آن پرنده می ترسید
می ترسید از پرواز
می ترسید از بلندی هایی را که باید بپرد
می ترسیئ از اوج
من دیگر آرزوی پریدن ندارم
از شعر ها و نوشته های قشنگ زیبا و دلنشین شما ممنون . . .
به زيبايي شعرتان غبطه مي خورم به كوچه ما هم سري بزنيد
salam sher lahn (tone) sabety nadareh (zanoham) sher ra dochare sekteh kardeh agar zanohayam bod behtar bod . aya agar khob fekr kony bad az delbastege shoma hame ja boye sib va porteghal nemedad !
“ واژه ها خاك بر سر شده اند.“ براي منم پيش مي ياد وقتي كه نمي تونم احساسم رو با كلمه ها بيان كنم اين جوري ميشه.
از شما بعيد بود ! …انگار كلمات نا بهنجار رو مجبور كرده بوديد كه به صف بايستند تا شايد در انتهاي جمله معنايي پيدا بشه ….به قول دموكراسيون اين نظر منه البته ! …
همچون گذشته در انتظار اشعار روح نوازتون هستم
دادار آسمان پناه شما
سلام استاد عزيز
در خامي و كودكي قدرتان ندانستم ، حالا كه قد كشيده ام شما بزرگتر و دستنيافتنيتر از قد من شدهايد .
« هر بار هرچه ميكردم چهار خط برايتان بنويسم
مي ديدم واژهها
خاك بر سر شدهاند »
اما بالاخره دل به دريا زدم و اين چندخط را برايتان مينويسم .
همچنان ستاينده ذهن و كلامتان هستم و هركجا هستيد روزگار و خيال زيبايي برايتان آرزومندم .
ريتااصغرپور