جستجو

26 اسفند 1384

Ganji 6.jpg   نوروزتان مبارک!

سردم است
و تو نیستی.
مثل عکس ماه

کاسه چشم‌هام را
از حضور لبخندت
لبريز می‌کنم.

لبخندت مال چشم‌های من؟

اين سربازی هم تمام می‌شود
بانوی من!
صبح که بيدار شدم
نگاهم روی پنجره ماند
امروز منتظر تو بودم
مثل ديروز.

نمی‌دانم از دلتنگی عاشق‌ترم
یا از عاشقی
دلتنگ‌تر!
فقط می‌دانم
در آغوش منی
بی آنکه باشی
و رفته‌ای
بی آنکه نباشی.

عيد امسال هم
می‌توانم تنهايی سوت بزنم
همين که بدانم هستی
آسمان را پر از پرنده می‌بينم.
لبخند يادت نرود!

تشنه‌ام
و تو نیستی.
مثل آب باران

گودی کمرم را
با نوازش دست‌هات
پر می‌کنم

تا از خشک‌سالی نبودنت
زنده برهم.

دست‌هات مال کمر من؟

از اين تنهايی هزارساله
خسته‌ام
از بس تنهايی غذا خورده‌ام
تا لقمه‌ای نان به دهن می‌گذارم
باران شروع می‌شود
و من چتر ندارم
تو را دارم.

می‌دانی؟
می‌دانی چرا بند نمی‌آيد
اين باران؟
خدا از خجالت آب شده.

* عکس از درياروندگان

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp

28 Kommentare

  1. آري
    عيد امسال هم مي توانم تنهايي سوت بزنم…
    ماجرا خيلي ساده تر از اين حرف هاست.من منتظر بهار هستم…
    استاد عيدتون مبارك.سبز باشيد و بهاري.صميمانه براتون آرزوي بهترين لحظه ها و بهترين عيدي هارو دارم…

  2. بوي عيدي بوی توپ بوی کاغذ رنگی
    عطر تند ماهی دودی وسط سفره نو ….
    با اینا زمستونو سر می کنیم ؟؟!!
    گنجی عزیز امسال هم ؟؟
    « آی مشتی ماشالله
    دستات که رو شه خون که بجوشه خلق بخروشه داره تماشا »
    بغض و آه دیگر چه بگویم؟؟

  3. اين “ و تو نيستي “ خوب كار مي كند اما بعد از آن كه نقطه گذاشتي ارتباط اش را با 4 خط زيرش در بند اول ضعيف مي كني . بند 2 به درد نمي خورد ( معذرت) . بند 3 بازي كلامي بازگشتي خوبي دارد . خيلي قوي نيست از جهت كهنگي ولي بدك نيست . بند 4 در 2 خط اول عالي و بعد شرمنده . بند 5 براي حساميزي قوي تر واو را قبل از “ تو نيستي “ آوردي تا با بند 1 تكرار در جهت تقويت باشد من اما بي واو قويتر مي بينم . به فرماليسم حفره در كار بيش تر اعتماد كن و به فضاهاي خالي . اما اين بند اسناد و تشبيه خوبي دارد ( به افتخارش : كف مرتب) . يك اشكال مستمر داري : اضافات و موصوف و صفت را با همان سبك آركاييك استفاده مي كني . مثلن بند 6 خط 1 . بند 6 بايد ابستركت تر شود كه در اين صورت عالي مي شود . ُخ-د-ا-ح-ا-ف-ظ… پیپ قرمز

  4. سلام استاد به نظر من هيچ كس مثل من اين همه زياد از سايت شما ديدن نمي كنم ولي شما هم اگه ميشه زود به زود بنويسين

  5. در خواب ناز بودم شبي …
    ديدم کسي در مي زند …
    در را گشودم روي او …
    ديدم غم است در مي زند …
    اي دوستان بي وفا …
    از غم بياموزيد وفا …
    غم با آن همه بيگانگي …
    هر شب به من سر ميزند …
    سلام دوست عزیز… شعرت عالي بود… موفق باشي… سال خوبی برات آرزومندم… اگه قابل بدونی ممنون میشم يه سري هم به من بزني

  6. مي داني ؟مي داني چرا بند نمي ايد اين باران ؟ خدا از خجالت اب شده . سلام استاد من بچه رشتم بارون يه ريزو طولاني زياد ديدم اما هيچ وقت نمي فهميدم چرا بند نمياد اين زيبا ترين تعبير ممكنه ممنون حالا ديگه ميدونم اگه بارون بند نمياد واسه اينه كه خدا از خجالت اب شده (سرنوشت اسب افسار گسيخته ايه كه نمي شه بهش لگام زد) اين درس اول من از شما بود دوستون دارم شاد باشيد مرضيه

  7. 5 روز آخر سال موسوم به پنجه ی شیطان است…..
    او در پنجه ی شیطان آزاد می شود ؟
    شاد باشی استاد …
    دلم گرفته ………
    سال بعد چه در انتظار است؟

  8. به بهانه تبریک سال نو
    به درختي شباهت داري
    و من
    فكر مي كنم كسي
    درون تو
    با من حرف مي زند
    دست هايم
    به شاخه هاي بي برگ تو
    آويزان است
    و گمان مي كنم كبوتري
    به دل دل ِ انگشت هاي دست من
    منقار مي زند
    □□□
    خوشا به حال
    بادهاي شرقي دور
    كه سوي شاخه هاي تو
    رو مي كنند
    خوشا به حال
    كِرم هاي ابريشم
    كه لابه لاي
    زخم هاي تن تو
    خانه مي كنند
    □□□
    به شاخه هاي بي برگ تو
    دخيل خواهم بست
    شبيه به نوعروسي
    كه مي رود به خانه بخت
    به گردِ اندامت
    دستمالي سبز
    پر از نبات
    خواهم بست
    به انتظار تو مي مانم
    به انتظار رويش برگي سبز
    و زير سايه ي
    آرامش تو
    مي خوابم

  9. سلام آقا
    من منتظرم هنوز كه كاغذي شعرهاتو آدرس بدي به من براي دوستم.راستي پيكر فرهاد تو برنامه عيدمه.اما كاغذي اين شعر ها رو ميخوام.باشه؟؟؟؟بازم منتظرم….تورو خدا جواب بده آقا….
    دوست گرامی،
    اينها هنوز چاپ نشده.
    شايد وقتی ديگر.
    عباس معروفی

  10. خوب جا خالي مي دي استاد … شايد در باب دانش ادبيات و تباين آن با نقد ادبي خوانده باشي اما جاخالي چرا مي دهي خدا مي داند . ما منشا درد را به جاي ديگر تسري مي دهيم و انتظار درمان لاعلاجي كه از ما ( هم من هم تو هم همه) برمي خيزد را داريم … منتظر هستم بنويسي “ آشغال هايتان را سر كوچه ي ما نگذاريد “ …اما با اين بيانيه واقعا تسلا مي گيرد دردهاي ما عباس خان معروفي ؟ امروز 2 دسته كامنت در وبلاگ ها داريم :يكي كه دوست براي دوست مي گذارد كه فقط تعريف است و ديگر كه دشمن براي دوست كه فحاشي و فحشا . نقد و بررسي مولف نه خود اثر … ما با بار كج حتا روي اينترنت داريم مي رويم عباس خان . آن كامنت براي اثرت بود جدا از تو و اين براي خودت است جدا از اثر … مي دانم كه مي داني و اعتقاد داري كه ديگران هم غير تو انديشه مي كنند كمي كلان – چيزها را .. پس پياده شو پياله اي بزنيم زير چتر پاره ي ادبيات مان …

  11. „نمی‌دانم از دلتنگی عاشق‌ترم
    یا از عاشقی
    دلتنگ‌تر!
    فقط می‌دانم
    در آغوش منی
    بی آنکه باشی
    و رفته‌ای
    بی آنکه نباشی.
    عيد امسال هم
    می‌توانم تنهايی سوت بزنم
    همين که بدانم هستی
    آسمان را پر از پرنده می‌بينم.
    لبخند يادت نرود!“
    ***
    من یکنفر،
    تو هزاران دست
    هزاران راه.
    هزاران رُخ مینمایی
    به مانندِ بالهای شاپرکان
    همگی زیبا
    به مانندِ گلها که تنها به خاطر توست میدَرند این دل خاک.
    من یکنفر،
    تو هزاران دل
    هزاران چشم، هزاران جان.
    روح نوازست آن نگاه مستت هزاران را.
    من یک اسیر؛ تنها،
    تو آزاد اما در قفس تنگِ جهان
    هزاران عید بر تو مبارک باد.
    سلام آقای معروفی، صبحتان به خیر و خوشی.
    امید که سال نو، سالی خالی از آشوبهای دل و ذهن برای ساکنین این سیّاره گیج و زیبا گردد.
    امید که جنگها به پایانشان نزدیک شده و دستهای دوستی به سوی یکدیگر دراز گردند.
    امید که مهربانی در این سال با دلها مهربان گشته و به خانهُ اصلیش قلبها بازگردد.
    امید که تمام درهای زندان افکار در این سال نو بازگشته و دیگر اندیشه ای حبس نگردد.
    امید که سال جدید سالی پُر یمن باشد و شما در زیر درخت به ثمر نشستهُ خواهشهای بشردوستانهُ تان نشسته و…
    عاشق و سرافراز بمانید شاعر سرزمین دلها.
    سعید از برلین.

  12. gharar nashod kam biyario commneto bar dari…darzemn yadet raft ip mano bezari ru safe….pas bebin hamishe kasani hastand ke bishtar az to az zendegit khabar daran….dar zemn tu karaye siyasi ke mikoni va tuye in cherto pertaii ke beghole khodet sher hastan paye khoda ro vasat nakesh chon agar rage gheyratam bad kone paye khanevadeo famileto ham vasat mikesham albate ba in hal ke in kar kharej az sazmane vali agar bekhaii ba khoda shukhi koni zendegi barat nemizaram ya behtar begam hamun kari ro mikonam ke ba nabavi kardam ke paye telephon gerye mikard…..

  13. همه عُمر
    گمشده بدنبال هستي مان
    لبريز از
    دلتنگي هاي نفس گير
    در پله هاي زندگي قدم زديم
    پاگردِ مرگ را با خنده اي آرام گذرانديم

    صداي ني لبكِ بهار نزديك است
    مانند لحظه آغاز پرواز
    پياله شعر را سر بكش

    سه دو تيك
    با همان لحظه ي انتظار به ثبت رسيديد
    آقاي معروفي
    سلام…سلام…سلام
    و
    دلتون هميشه بهاري
    بهاري تر از 84

  14. سلام..آقاي معروفي….ما ميگيم خدا مي آيد وقتي كه آخرين ذره تحملمان را خرج كرده ايم..آري مي آيد اما همان طور كه گفتيد آب شده مي آيد..چون فقط خودش مي داند چه بلايي بر سرمان آورده است….يا حق

  15. سلام استاد
    چقدر شيرين گفتيد و راست خوش به حال خدا كه هنوز آبرو دارد و خجالت ميكشد واي از اينجا كه هيچ كس را ذره اي شرم نمانده.
    استاد سال نو را به شما تبريك ميگم

  16. سلام
    بهار مبارك.نوروز پيروز.
    نمي شود اين معجزه هاي واژه ها را خواند وگذشت.بسيار زيباست .من سپاسگزارم كه هستيد كه مي نويسيد .

  17. تنم اینجا سرد است!
    گرمی دست نوازشگری نیست
    آفتابش بی جان
    کوچه هایش خلوت
    مردمانش ماشینی
    سنگفرش خیابانش خیس!
    اینجا
    ناله ام محبوس است
    چشمهایم نم دار
    دستهایم بی جان
    خلوتم هم آرام
    تنم اینجا سرد است!
    رمقی در جان نیست
    عاطفه بی معناست
    چشمها
    بی فروغ، بیگانه
    حاصل این سرماست!
    تنم
    تنم بس سرد است
    در بهار امسال
    گل و سبزه قحط است
    عیدی ام تنهاییست
    همه چیز پر درد است!
    سال نو مبارک. با آرزوی بهترینها، برای شما و خانواده ی محترمتان .

Schreibe einen Kommentar

Deine E-Mail-Adresse wird nicht veröffentlicht. Erforderliche Felder sind mit * markiert