جستجو

و ان يکاد بخوانيد

معاشران گره از زلف يار باز کنيد
شبی خوش است بدين قصه‌اش دراز کنيد
حضور خلوتِ انس است و دوستان جمع‌اند
و ان يکاد بخوانيد و در فراز کنيد
رباب و چنگ به بانگ بلند می‌گويند
که گوشِ هوش به پيغامِ اهلِ راز کنيد
هر آن کسی که در اين حلقه نيست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنيد
ميانِ عاشق و معشوق فرق بسيار است
چو يار ناز نمايد شما نياز کنيد
به جانِ دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطافِ کارساز کنيد
نخست موعظه‌ی پير صحبت اين حرف است
که از مصاحبِ ناجنس احتراز کنيد
و گر طلب کند انعامی از شما حافظ
حوالتش به لبِ يارِ دلنواز کنيد

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp

7 Kommentare

  1. هم نام زيبايی است و هم رنگ و طرح خوب است. تا چشم ما به وبلاگيات عباس جان معروفی هم روشن شود. خوش آمدی! خواستم چند عکس از عکس هایت را در سيبستان بگذارم آمدم خانه ديدم عکس های اسکن شده را در کامپيوتر خانه ندارم. فردا به وعده وفا می کنم. يا حق.

  2. كاشكي يكي بود ما رو با هم آشتي ميداد
    كاشكي چشامون باز تو چشم هم ميافتاد
    امروز اگه تاريك و خاموش و سياهه
    فردا كه شد دنيا پر از خورشيد و ماهه………
    عباس جان كجا بودي؟5ـ50-500 سالي ميشه كه با هم شعر نخونديم!موسيقي گوش نكرديم!خنده هات كجاست؟يادته شب آخري كه گلشيري ميخواست برگرده ايران؟همه گريه كرديم…..
    ناباوريه اين زندگي هيچيه ديگه نيست!!!!!!!!!!!!!!
    از اين كه برات مينويسم مسرورم.براي من تو همون عباسي كه بودي.
    اول عباس بعد نويسنده و روزنامه نگار و………….الاآخر.
    در حسرت خنده هايت روزها مي گذرد……………
    درويش
    29تيرماه 1382
    Düsseldorf

  3. ياد عباس و گردونش به خير
    انشاالله هر چه زودتر در ايران دوباره شاهد مجله وزين شما باشيم